محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )
93
كتاب الجغرافية ( فارسى )
پس چون از در بيرون رفتند راه برگشتشان مختلف شد ( هر يك از راهى رفتند ) . برخى از آنها هلاك شدند و چراغهايشان خاموش شد ولى بعضى از آنجا نجات پيدا كردند و از آنجا خارج شدند و آنچه را كه ديده بودند به ديگران خبر دادند . هنوز هم مردم آن غارها را داخل مىشوند و انواع جواهرات و ذخاير و دفينهها را بيرون مىآورند . پس بعضى از آنها نجات پيدا مىكنند و بعضى از آنها تلف مىشوند . اين مطالب و گفتهها مشهور است و ما به جهت شهرت آن به اختصار بيان كرديم ، و اكنون به بيان ساير شگفتىهاى مصر برمىگرديم . چاه خراب و از كارافتاده و كاخ برافراشته 79 - و از ديگر شگفتىهاى اين ناحيهء از زمين ( مصر ) ، اين است كه در نزديكى آن به مسافت هفت روز از راه حبشه ، چاه از كارافتادهء ( بىآب ) و قصر برافراشتهاى وجود دارد . از شگفتىهاى اين چاه اينكه اگر كسى از دور به آن بنگرد مىبيند كه آب از چاه خارج شده و از دهانهء آن به هر طرف در حدود بيست ذراع لبريز گشته است . پس چون شخص به چاه نزديك شود به فاصلهء حدود 20 ذراعى چاه برسد آب آن پايين مىرود ، پس هرگاه شخص پيادهاى به دهانهء چاه برسد ، آب آن پايين مىرود . پس اگر سطلى به داخل آن ( چاه ) بيندازد ، آب به ته چاه مىرود . بهطورى كه اگر طول طناب سطل دو هزار ذراع هم باشد به آب چاه نمىرسد . پس چون سطل بالا آيد آب هم پشت سر آن بالا مىآيد تا اينكه سطل به دهانهء چاه مىرسد و هرچه شخص از چاه دور شود آب هم در پىاش مىآيد تا به جاى نخستين خود مىرسد . و چنانچه مردى سوار بر اسب قوى و نيكو منظر و نجيبى باشد و بكوشد كه با سرعت خود را به آب چاه برساند در مدت كمتر از يك چشم برهمزدن آب چاه پايين مىرود ، زيرا كه خداوند تعالى ( در كتابش ) از آن چاه به تعطيل و بيكار بودن ياد كرده و