محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )
54
كتاب الجغرافية ( فارسى )
آن بيست ذراع و در اين حد است و ارتفاع آن نيز به همين اندازه است . چون يكى از آنها ( از آب ) بيرون آيد دريا آن را به سوى خشكى مىاندازد . در نتيجه گرفتار مىشود و شكم آن را بازمىكنند و تودههاى عنبر را از آن بيرون مىآورند . گويند اين تودهها سنگدانهاى اين چهارپا است و اين عنبر كه از شكم حيوان استخراج مىشود ، خوشبوتر و بوى آن پايدارتر از عنبرى است كه در دريا جمعآورى مىگردد ، چه عنبر دريا سرگين اين جانور مىباشد و خداوند سبحان و بزرگ بدان آگاهتر است . ببغاء ( طوطى ) 35 - همچنين در چين شهرهايى است از جمله آنها شهر سكب « 1 » و شهر بيلقان « 2 » است ، ميان اين شهر ( بيلقان ) و شهرى كه قبل از آن است ( سكب ) طوطى يافت مىشود . آنها پرندگانى كوچكتر از كبوتر و سياه رنگند و داراى پاها و منقارهايى سرخند و نور سبزى آنها را مىپوشاند . با سخن رسا و زبانى بديع به عربى و زبانهاى غير عربى سخن مىگويند . چون با يكى از آنها سخن گفته شود پاسخى مناسب مىدهد . اين پرنده هرگاه نزد مرد عجمى باشد زبان او را در كمتر از دو روز ياد مىگيرد و همچنين نزد مرد عربى باشد زبان عربى را در كمتر از دو روز ياد مىگيرد . امّا زبان طبيعى اين پرندگان سريانى است كه زبان اهل چين مىباشد . 36 - شهر بيلقان شگفتىهاى فراوان و ساختمانهاى بزرگ دارد ، در وسط شهر رودخانهء معروف به رود طبقات « 3 » جارى است . در اين رودخانه
--> ( 1 ) . Sakb . ( 2 ) . Bilak n ou Baylak n . Balk n ? E . I 2 . I , 1032 . ( 3 ) . Tabaka ? t .