محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )
33
كتاب الجغرافية ( فارسى )
خداوند زمين را گسترده مىكرد ، كسى بر روى آن قرار نمىگرفت و مقصود از آيهء قبل ، اين سخن خداوند متعال است « تا بپيماييد از زمين راههاى گسترده را . . . » « 1 » . و اما معتقد به كروى بودن زمين براى سخن خويش برهانهاى واضح و دلايل روشنى دارد ، از جمله : جريان آب بر روى زمين ، اختلاف نگاه در فلك ، كوتاه شدن سايه ، كوتاهى شب و بلندى روز و درهم رفتن اين دو در يكديگر ، و اختلاف درجهء طلوعها . چنانچه زمين گسترده بود هيچ كدام از اينها در فلك نبود و روز و شب در تمامى اوقات يكسان بودند . و ما كلام را مختصر كرديم [ پ r 4 ] چه اينجا محل آن نيست . مساحت زمين 10 - همگى فلاسفه اتفاق دارند كه مساحت زمين بيست و چهار هزار فرسخ برابر با هفتاد و دو هزار ميل است . اما مساحت كرهء زمين را از مساحت كرهء فلك گرفتهاند چون كرهء فلك بر گرد كرهء زمين مىچرخد . در فلك سيصد و شصت درجه هست و هر درجه هفتاد و پنج ميل است ، و اين مقدارى است كه پياده در يك شبانه روز مىرود . همچنان كه خورشيد درجهاش را در يك شبانه روز مىپيمايد . محيط زمين با اين حساب بيست و هفت هزار ميل است و اين به نزديكترين تقريب 8 / 3 مساحت زمين است و چون مساحت زمين بيست و چهار هزار فرسخ است و محيط آن بيست و هفت هزار ميل است لازم مىآيد كه قطر زمين نه هزار ميل باشد و آن يك سوم محيط است به نزديكترين تقريب و خداوند آگاهتر است .
--> ( 1 ) . نوح / 20 .