محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

24

كتاب الجغرافية ( فارسى )

دوران زندگى او را مشخص كنيم . او گزارش مىدهد كه در سال ( 532 ق / 1138 م ) ، اصحاب كهف را در نزديكى لوشه در ناحيهء غرناطه زيارت كرده است ، و در سال ( 541 ق / 1147 م ) در شقوره با بعضى از ساكنان شهر كه از قدس بازگشته بودند ، ملاقات كرده است . او در تاريخ اوّل به مفهوم گذشت ايام اشاره دارد و به شگفتى عمر اصحاب كهف توجه كرده است كه در بردارندهء پند و عبرت معنوى است . او در تاريخ دوم اشاره مىكند كه هنوز نوشتن آن را به پايان نبرده است و همچنان در پى جمع آورى اطلاعات و موادّ لازم براى نگارش آن است ، تاريخ سومى نيز وجود دارد كه او در آن از ستمگرى و حيله‌گرى يكى از معاصرين خود در ايام فتنه ياد مىكند . در اين زمان ابراهيم بن همشك بر اندلس حكومت مىكرد . اما او تنها از يك حادثه در مورد او ياد مىكند كه در سال ( 556 ق / 1161 م ) بر پايتخت غرناطه دست پيدا كرده است . وقتى اين سه تاريخ را با هم مقايسه كنيم بر ما آشكار مىشود كه زهرى بعد از سال ( 541 ق / 1147 م ) وفات كرده است ، او معاصر ادريسى و ابو حامد غرناطى بوده است . اما صاحب الخريطه يعنى ( مؤلف ) جغرافيا كه وى كتاب خود را از روى نسخهء او نوشته است ، و همهء نسخه برداران نام او را بيان كرده‌اند ، تنها دو نفر از بيان نام او خوددارى كرده‌اند . آن‌ها او را فزارى منسوب به قبيلهء مشهور فزاره دانسته‌اند كه بزرگانى از صحابه در حجاز و شام و عراق و مصر و فارس و افريقيه و اندلس ، از محدث و منجّم ، فرمانده ناوگان و نحوى و لغوى و مورّخ و زاهد و ديگران را تحويل داده است ، اما منابعى كه به اين امر پرداخته‌اند ، در بين آنان نامى از جغرافيادانى نبرده‌اند . چون اين لفظ « جغرافيا » جزء لغات بيگانه است و هنوز تا قرن‌ها بعد ، وارد زبان عربى نشده بود ، اما منابع ، در ميان ايشان از منجمين نام برده‌اند . منجم در آن روزگار حامل علم هيئت يا نجوم و رياضى و مسّاحى زمين كه همان جغرافيا به معناى عام آن است ، بوده است . دو فزارى منجم ، ابو اسحق ابراهيم بن حبيب و پسرش ابو عبد اللّه محمد بن ابراهيم ، دو منجمى هستند كه در منابع از آن‌ها نام برده‌اند .