محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )
18
كتاب الجغرافية ( فارسى )
اما نظريات زهرى دربارهء مشرق جهان اسلام بر پايه اطلاعاتى است كه از متون جغرافيايى قبل از خود ؛ مانند آثار ، جاحظ ، ابن كلبى ، ابن فقيه ، ابن رسته و جغرافيادانان لغوى قرن سوم ق مانند اصمعى و ابو عبيده و ديگران گرفته است ، به ويژه گاهى درهمى و به هم ريختگى بعضى از مطالب كه در كتاب زهرى ديده مىشود معلول استفاده از كتب انواع جغرافيادانان لغوى بوده است ، زهرى گه گاهى نيز به آثار مسعودى مراجعه و از آنها در كتابش استفاده كرده است . بنابراين آنچه را زهرى در بيان جغرافياى مشرق جهان اسلام ارائه داده ، بر اساس كتب فوق بوده و زهرى سعى بر گلچين نمودن مطالب كتب اين جغرافيادانان داشته است . به همين دليل اطلاعاتى را گرفته و در كتاب خود آورده كه منحصر به فرد و در ديگر منابع نيامده است . به همين جهت مىبينيم كه كراچكوفسكى جغرافيادان روسى و منتقد آثار جغرافيايى ، مطالب كتاب زهرى را به خبر واحدى تعبير كرده كه در آراى جغرافيادانان ديگر اسلامى ديده نمىشود و نمىتوان آنها را قابل قبول دانست . ولى با بررسى مطالب كتاب و اطلاعات دست اولى كه زهرى در جاى جاى كتاب دربارهء عناوينى كه انتخاب كرده ، داده است ، مىتوان به عمق هوشمندى وى پى برد كه چه مطالب سودمندى دربارهء سرزمينهاى مشرق و مغرب و نژادها و زبانها و بعضى از شهرها كه در آثار ديگر جغرافىدانان اسلامى ديده نمىشود ، گردآورى كرده تا خواننده را به بعضى از اطلاعاتى كه تا آن زمان بوده ولى فراموش يا از ياد رفته آگاه گرداند . در اينجا لازم مىدانم كه يادآورى كنم هر اثر تاريخى يا جغرافيايى كاملا بدون نقص نيست . زهرى اگر اطلاعات ارزشمندى در كتاب خود داده ولى مصون از خطا نبوده است . گه گاهى در جغرافياى مشرق اسلام دچار اشتباهات و لغزشهايى شده ولى به دليل اطلاعات ارزشمند و سودمندى كه در كتاب وى آمده اشتباهات و لغزشهاى وى را به ديده اغماض نگاه مىكنيم .