محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

15

كتاب الجغرافية ( فارسى )

ارجاع مىدهد ، و ظاهرا آن‌طور كه در كتاب وى مشاهده مىشود ، از دو اثر وى به نام‌هاى مروج الذهب و معادن الجوهر و التنبيه و الاشراف استفاده كرده است ، ولى جاى بسى تعجب است كه چرا تقسيمات زمين و اقاليم هفتگانه را از دو اثر معتبر مسعودى استفاده نكرده است . حتى نظرى را هم كه دربارهء تقسيم اقاليم داده ، مىگويد آن‌ها را در صورة المأمونيه ديده ، ولى آن تقسيمات را مخالف آن‌چه مسعودى داده آورده است ، كه به اين مورد كراچكوفسكى اشاره كرده مىنويسد : « . . . گفتهء زهرى خبر واحد است و نمىتوانيم آن را بر اجماع آراى جغرافيادانانى كه گفتهء آن‌ها مخالف گفتهء زهرى است مرجّع شماريم « 1 » به همين لحاظ موافق نظر زهرى در آثار ديگر جغرافيادانان اسلامى چيزى ديده نمىشود ، و نمىدانيم الگوى زهرى براى تقسيمات كتابش چه اثرى بوده است . وى ( زهرى ) بعد از مقدمه‌اى راجع به زمين و وصف كمربند آبى ( يعنى اقيانوس‌هاى بزرگ ) ، قسمت آباد زمين را به عنوان كمربند سبز و درياهاى داخل در خشكىها و اجزاى زمين و قسمت بيابانى آن را كه بسيار مختصر ولى بسيار ارزنده است ، ارائه مىدهد . مؤلف پس از وصف زمين و اجزاى آن به وصف شكار و بعضى از حيوانات كشنده مانند زمرّده ( ميمون ) سپس به شكار رخ مىپردازد كه كم‌تر كتابى است كه چنين اطلاعاتى را داراست ، و بعد از آن به تعاريف جغرافيايى پرداخته و از قسمت خشك و بيابانى زمين و كوه قمر و رودخانه نيل سخن مىگويد كه گرچه مختصر است ولى حاوى اطلاعات گرانبهايى از سرزمين مصر و رود نيل و كوه قمر ( كوه كليمانجارو افريقاى مركزى ) است . اطلاعات زهرى دربارهء جغرافياى سرزمين‌هاى اسلامى احتمالا برداشتى از آثار جاحظ و جغرافيادانان لغوى بوده است . كه مطالب بسيار ارزنده‌اى را در قالب جملات كوتاه بيان مىكنند . محتملا

--> ( 1 ) . تاريخ نوشته‌هاى جغرافيايى در جهان اسلام ، ص 72 .