محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

110

كتاب الجغرافية ( فارسى )

شامل سرزمين‌هايى است كه به سه ناحيه تقسيم مىگردد : ناحيهء اوّل : محدودهء آن از فارس « 1 » تا بصره « 2 » است . از شهرهاى آن يكى شهر غزنه « 3 » است ، كه بزرگ‌ترين شهر اين قسمت آباد زمين است . گفته شده كه پيرامون آن سيصد فرسخ است كه برابر با نهصد ميل مىشود و سى روز راه است . اين شهر به باغ‌ها و بوستان‌ها احاطه شده است و كار و كسب در آن بسيار است . انتهايش در جنوب آغاز سرزمين چين ، و انتهايش در شمال سرزمين اهواز و پايانش در مشرق درياى بزرگ است . « 4 » 106 - در اين منطقه فيل‌هاى بسيارى وجود دارد . همچنين در آن‌جا قطرب يافت مىشود و گفته‌اند كه قطرب در سرزمين پارسيان است و آن چيزى است شبيه به آن غولى است كه در بلاد يمن وجود دارد . عرب در اشعار و سخنانش از غول ياد كرده است ، و آن چيزى شبيه جنّ است كه در بيابان‌ها براى بيننده متصوّر مىشود [ به چشم مىآيد ] و بر انسان حمله مىكند و او را قلقلك مىدهد ( مضطرب و پريشان مىكند ) تا بميرد . همچنين گفته شده است كه : آن بلا و بدبختى است كه از خون كشته‌شدگان زاييده شود ، بنابر آن‌چه عرب بيان كرده است . و خداوند داناتر است . مسعودى گويد : « در سرزمين فارس ، قطرب ( غول ) در بيابان‌ها بر انسان هجوم مىبرد و با او

--> ( 1 ) . Furs Bilad al - Furs Laperse ; cf . E . I 2 . , II , 927 , Par CH . Pellat . ( 2 ) . al - Basra ; cf . E . I 2 . , I , 1197 - 1120 , Par ch . Pellat cf S . H . Longrigg . ( 3 ) . شهر غزنه از شهرهاى ايالت سيستان است و جزء محدودهء فارس تا بصره نيست . ( ر . ك : سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، صص 372 و 373 ) . ( 4 ) . گفته‌هاى زهرى دربارهء ناحيه اوّل كه از فارس تا بصره است به هيچ روى صحيح نيست . و گفته‌هاى وى خلاف گفته‌هاى جغرافيانويسان اسلامى مانند : مسالك و ممالك ، اصطخرى ، به انضمام ايرج افشار ، ذكر ديار فارس ، صص 95 - 137 ؛ صورة الارض ، ابن حوقل ، ترجمه جعفر شعار ، فصل چهارم فارس ، صص 32 - 71 ؛ احسن التقاسيم ، مقدسى ، ترجمه علينقى منزوى ، بخش 2 ، سرزمين فارس ، صص 629 - 679 .