واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : ليلا ربن شه )
15
جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى )
سخنرانى دوم ( قسمتهاى 3 - 4 ) من در پايان گزارش پيشين خود به آغاز اين نكته بسيار مهم رسيدم كه به گمان من عواقب كشورگشايىها و لشكركشيهاى اسكندر مقدونى خلاف انتظار او بوده است . زيرا پس از اين لشكركشى يك امپراطورى جهانى و در كنار آن چند قوم آزاد و مستقل جدا از امپراطورى پديد نيامد ، بلكه دو امپراطورى شرق و غرب تأسيس گرديد كه هر يك مدعى سيادت بر جهان بودند . سلوكيان كه جانشينان اسكندر مقدونى بودند نتوانستند همهء متصرفات آسيايى اسكندر مقدونى را متحد سازند . سدهء سوم پيش از ميلاد يك جنبش ناسيوناليستى ايرانى پديد آمد كه حاصل آن ظهور دولتى پادشاهى در ايران بود . نخست پارتها به فرمانروايى ارشكيان ( اشكانيان ) دولت خود را تشكيل دادند و در پى آن دولتى پارسى ( ايرانى ) توسط دودمان ساسانى تأسيس گرديد . با اين وصف نظام شاهى ايران نتوانست همه متصرفات پيش از لشكركشى اسكندر مقدونى را در دست خود نگاه دارد . بخشى از اراضى تابع شاهنشاهى ايران در عهد باستان تحت حاكميت سلوكيان باقى ماند ، ولى سپس روميان بر آن سرزمينها دست يافتند . چنانكه ملاحظه مىشود پيش از تسخير بيزانس به دست تركها ، دو امپراتورى شرقى و غربى وجود داشت كه با يكديگر سرگرم مبارزه و پيكار و مدعى سيادت بر جهان بودند و خود را تنها شاهى مىدانستند كه بايد بر سراسر جهان فرمان راند .