احمد على خان وزيرى
85
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
واژهنامه آقصقّلان ( 40 ) : به تركى ريش سفيدان محترم ، جمع آق صقّال . اباحه ( 41 ) : مباح كردن ، حلال كردن . اتاليقى ( 44 ) : للهگى . اتيان ( 65 ) : آمدن . احفاد ( 56 ) : نبيرگان . ارس ( 24 ) : درخت آراج و بعضى فرهنگها چنار نوشتهاند . ازمنه ( 68 ) : جمع زمان استسقاء ( 42 ) : نام مرضى كه موجب شود آب در انساج شكم جمع شود . اطناب ( 48 ) : پرگويى ، درازگويى . اعور ( 44 ) : يك چشم . اغروق ( 60 ) : باروبنه . اقطاع ( 63 ) : تيول امبه - انبه ( 33 ) : ميوهاى شيرين زردرنگ ، با هستهء درشت . درخت اين ميوه كه هميشه سبز است ، در مناطق گرمسير مىرويد . انباز ( 57 ) : شريك ، رفيق . انصرام ( 39 ) : بريده شدن . اوغانستان ( 38 ) : ظاهرا افغانستان را گويند . افغان نام قبيلهاى است مشهور كه همان اوغان است .