احمد على خان وزيرى
71
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
محمّد على خان در قلعه نشستن و محصور شدن را ننگ دانسته با لشكر خود از قلعه بيرون آمده ، در حوالى آنجا به جنگ مشغول شد . الحاصل ، قريب چهار ماه منزل آنها در قلعه مارپيچ بود و هفته [ اى ] دو سه دفعه با جنود محمّد على خان به قتال اشتغال داشتندى . در نظرها همچو جلوه مىدادند كه ما به تحريك [ 296 ] كارپردازان دولت انگليس به اين سامان آمدهايم و از بمبئى سرباز و توپ به معاونت ما خواهد آمد و همه روزه رسول و نامه مجعول جعل مىنمود كه اينك يك جهاز « 1 » مشحون « 2 » به سرباز و توپ به مدد ما وارد گوادر شد . چند روز ديگر مىگفت اكنون به چابهار رسيدند و بلوچان سادهلوح باور مىكردند . ليكن آقاخان دو ماه يك دفعه استعدادى جديد از نقد و امتعه براى [ 297 ] او مىفرستاد . روز به روز اهالى آنجا به خيال اخذ بر او جمع مىشدند و بر عدد لشكرش مىافزود . محمّد على خان هرچه در اين مدت مديد قاصد و نامه به شهر كرمان فرستاد و از فضلعلى خان طلب نصرت نمود جواب جز سوف « 3 » و ان شاء اللّه نشنود . در اين وقت محمّد باقر خان جاسوسان به مستحفظين قلعه بمپور فرستاد و وعده زر و نقره گزافى به آنها كرده و طلب تسليم قلعه را نمود . [ 298 ] در وقتى كه محمّد على خان به جهت مهمّى به مسكوتان رفته بود بىجنگ و شرّ و شور قلعهء بمپور تصرّف محمّد باقر خان درآمد . در اين وقت ابو الحسن خان برادر مهتر او حسبالامر آقا خان از راه دريا به بلوچستان درآمد و او به بمبئى مراجعت نمود . جمعى از اوباش بلوكات كرمان به طمع مواجب و انعام به تدريج در بمپور نزد ابو الحسن خان جمع آمدند و همه روزه شهرت دروغ مىانداختند [ 299 ] كه به كرمان مىرويم و آن ملك را تسخير مىكنيم . يك سال به همين منوال گذشت هرچه حاجى عبد الوهاب خان بمى و امامعلى خان ، فضلعلى خان را تحريك به رفتن بلوچستان مىكردند ، مؤثر نشد و از جاى نجنبيد . محمّد باقر خان در بمبئى به آقا خان گفت ملكى به اهتمام و كوشش من به حيطهء تصرّف آمد ، سزاوار نبود كه مرا
--> ( 1 ) . متن جحاز . جهاز : كشتى ، اسباب و لوازم . ( 2 ) . مشحون : پر كرده شده . ( 3 ) . سوف : يعنى زود باشد .