احمد على خان وزيرى
69
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
حاجى عبد الوهاب خان بمى ، امير سعيدخان رودبارى ، محمّد على خان برادرزادهء ميرزا حسين وزير ، [ 286 ] محمّد على خان بمپورى ، آزاد خان قهستانى ، محمّد باقر خان لك ، محمّد على خان راينى ، محمّد على آقاى مهنى ، محمّد امين بيگ جيرفتى ، محمّد حسن خان كوهبنانى ، حاجى اسمعيل جوپارى ، ملا ابو على ساردويى . شاهرخ خان را از امير چشمداشت آن بود كه او را در كرمان به حكمرانى معيّن كند . هرچه تطميعش نمود ، مفيد نيفتاد . خواهى نخواهى به دار الخلافهاش بردند . مقارن اين حال عباسقلى خان جوانشير [ 287 ] از جانب اولياى دولت به حكمرانى كرمان مأمور شده ، وارد مقرّ ايالت گرديد . عباسقلى خان را همه خيال منصرف اين مطلب بود كه بر سبك شاهزادگان عظام حركت نموده اشراف كرمان را به فاصلهء پنجاه گام ايستاده بدارد ، بزرگ بزرگ بنشيند غليظ غليظ فرمايش كند . از نظم ولايت و سياست مدن غافل ، سربازان سيلاخورى و قراچهداغى كه در شهر ساخلو [ 288 ] بودند ، هر نوع بىحسابى كه مىخواستند در ولايت مىكردند . موسى خان ياور فوج سيلاخور شبها با فانوس به كارخانههاى شالبافى مىرفت و شال از كارخانه مىبرد . كريم خان اروميه سرهنگ فوج قراچهداغ به حكم خود اشخاص متموّل را جريمه مىنمود . سرباز به بلوكات مىفرستاد ، مال رعيّت را غارت كرده ، مىآوردند . اعتنايى به شأن حكمرانى نمىكرد . به اينطور كه روزى عباسقلى خان مىخواست [ 289 ] به تفرّج خارج شهر برود ، سربازان قراول دروازه مانع از خروج او شدند كه نوشته از سرهنگ بياور و برو ، لابد پنجاه تومان به سربازان انعام نمود . ايشان را تحسين كرد و مرحبا گفت . بعد از آنكه [ برخى ] اوقات مىخواست از شهر بيرون رود ، انعامى به قراولان دروازه مىداد تا متعرّض نشوند . ظاهر است كه با اين حالت كجا خيال تصرّف بلوچستان مىكند ، [ 290 ] آنجا بر حال خود باقى بود . در سنهء هزار و دويست و پنجاه و نه محمّد على خان بمپورى و آزاد خان قهستانى متعهّد خدمت و اطاعت شدند . از دار الخلافه مرخص شده به كرمان و از آنجا به محلّ اقامت خود رفتند . بعد از دو سال عباسقلى خان از دربار معدلت مدار احضار و