احمد على خان وزيرى
65
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
طهماسبقلى خان با ولى محمّد خان سرتيپ كرمانى و ساير سركردگان را گرفته و اردو را غارت نمود . ديگر باره جنود آقا خان بناى تاختوتاز را در بلوكات تا حولوحوش شهر گذاشتند . نصرة الدّوله نادم شده [ 267 ] شاهرخ خان را خلعت سردارى داده با لشكرى ايلجارى « 1 » روانهء بم نمود . يازده ماه به محاصره مشغول بودند تا عباسقلى خان سرتيپ نوكر لاريجانى اتيان « 2 » به يمين نموده ، آقا خان از ارك به زير آمد و با عباسقلى خان به شهر كرمان به حضور شاهزاده حكمران مشرّف و از آنجا روانهء طهران شد . شاهنشاه خلد آرامگاه جرم او را عفو و اغماض فرموده به محلّات ساكن گرديد . [ 268 ] چندى نگذشت از دار الخلافه يرليغى « 3 » احضار نصرت الدّوله آمده به دربار شتافت . سنهء هزار و دويست و پنجاه و پنج كرمان را حكمرانى نبود . ميرزا حسين وزير رتق و فتق مهام خارج و داخل آنجا را كفيل بود و متوجّهات ديوانى را قسط به قسط روانه كرد . تا آنكه نواب خانلر ميرزاى احتشام الدّوله از ايالت يزد ممنوع و به امارت كرمان مأمور گرديد . بعد از ورود خيال قيد اعاظم [ 269 ] و عمّال آنجا را داشت از خارج و داخل بر آنها مكشوف شد . ميرزا حسين وزير و ميرزا كاظم كلانتر و ميرزا لطفعلى خان راينى و ساير اعيان از شهر بيرون آمده به بلوك جيرفت امير سعيد خان رودبارى و غلامحسين خان جبالبارزى و فتحعلى خان مهنى خدمت وزير رسيده بر نفاق احتشام الدّوله اتّفاق كردند و از آنجا به اقطاع آمدند . اغلب عمّال و رؤساى [ 270 ] شهر و بلوك در آنجا مجتمع شده حكم احتشام الدّوله در بلوكات بلكه در شهر هم نفاذى نداشت . اين خبر به سمع اولياى دولت رسيد . فضلعلى خان قراباغى را به جهت تفتيش حال فرستادند . هنگام وصول يزد او را با شاهرخ خان ملاقات افتاد . بعد از كنكاش « 4 » چنين صواب ديدند كه از آنجا فرستاده و نامه به اقطاع نزد ميرزا حسين وزير متضمّن اينكه اولياى دولت قاهره خانلر ميرزا را [ 271 ] از
--> ( 1 ) . ايلجارى : قشونى كه به رعيت حواله شود و بىقرار جيره و مواجبى گرفته شود . ( 2 ) . اتيان : آمدن . ( 3 ) . يرليغ : فرمان . ( 4 ) . كنكاش : مشورت .