احمد على خان وزيرى

59

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

شهرت داد كه عبد الرضا خان يزدى طغيان كرده و ياغى شده مىرويم او را تنبيه كرده از آنجا به دار الخلافه رفته با ساير قشون ايران به مدافعه روس قيام نماييم . اغلب رؤساى كرمان و بلوچستان را همراه برداشت . امير سعيد خان رودبارى سركردهء تفنگچى رودبار ، فتحعلى خان منسوب ميرزا حسين وزير [ 239 ] سركردهء سپاه اقطاع و كوشك و افشار ، عليرضا خان رئيس جمعيت كوك و خبيص و ماهان ، حاجى عبد الوهاب خان بزرگ ايلجارى بم و نرماشير ، محمّد سليم خان سركردهء تفنگچى بردسير ، ميرزا لطفعلى خان راينى سركردهء جمعيّت راين و ساردو ، محمّد قلى طوقا سركردهء تفنگچى مهنى ، امير ناصر خان بزرگ تفنگچى جبالبارز ، مرد خان سرحدّى رئيس جمّازه‌سوار سرحدّ ، شهباز خان بزمانى سركردهء جمّازه سوار بزمانى ، قنبر ياغى جوسى بزرگ بلوچيّه [ 240 ] ايلات بمپور ذكر همه معارف بلده و بلوكات كه در موكب عباسقلى خان بودند ، موجب طول كلام است با سه عرّاده و توپ و دويست شتر زنبورك « 1 » از منزل نقل مكان به باغين و از آنجا منزل به منزل تا انار آمدند . شب‌ها كه به اين منازل وارد مىشدند بعد از آنكه سر عباسقلى خان و محمّد قاسم خان از باده ناب گرم مىشد ، رؤساى كرمان و مكران را طلبيده يكى را فرمانفرماى شيراز مىكردند و ديگرى را [ 241 ] جانشين مملكت قفقاز مىناميدند ، شخصى را والى كردستان مىخواندند و سركرده را صاحب اختيار خراسان مىگفتند . در انار مذكور شد كه آب در منزل شمش كم است كفاف همه اردو را نمىكند ، چنين مصلحت ديدند كه سركردگان كرمانى و بلوچ با پياده‌گان و توپخانه بروند . آنها كه گذشتند روز بعد عباسقلى ميرزا و سردار با سواره به جاى آنها فرود آيند . بعد از آنكه سركردگان وارد منزل [ 242 ] شمش شدند ، رؤسا در چادر فتحعلى خان جمع شدند . اولا به‌طور كنايه و نجوى گفتند ما كجا مىرويم و چه در نظر داريم . فتحعلى شاه را چندين پسر است هريك را سپاهى فزون و لشكرى بيرون از حوصله چند و چون است . از همه گذشته طبق كش‌هاى طهران به عدد از ما بيش و به مكنت از ما پيش مىباشند . لاجرم حرف از كنايه و سرگوشى به تصريح رسيد .

--> ( 1 ) . زنبورك : نوعى توپ كوچك كه آن را به شتر مىبستند ، كمانى آهنين و نوك تيز .