احمد على خان وزيرى

53

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

ابريشمين و كنيز و غلام به اسم خراج با عريضه به خدمت ظهير الدّوله به سردار سپرد و از جانب خان فهره نيز نقد و جنسى تسليم سردار كرده ، او بنا به مصلحت وقت مراجعت نمود و شهباز خان به به زمان بازگشت . زمستان ديگر [ 210 ] باز ابو القاسم خان مأمور بلوچستان گرديد و ظهير الدّوله به او نگاشت كه بمپور دار الملك بلوچستان است ، اگر آنجا مفتوح شود ساير بلوچستان بىزحمت سپاه و مخارج راه در حيطهء تصرّف گماشتگان ما خواهد آمد . البتّه سعى در تسخير قلعهء بمپور و اضمحلال مهراب خان نموده ، ابو القاسم خان با قشون كرمان از راه به زمان به بمپور شتافت و به محاصرهء قلعهء [ 211 ] بمپور قيام نمود . مهراب خان گروهى انبوه از ايلات و مضافات بمپور در قلعه فراهم آورده و گاهى از قلعه بيرون مىآمد و جنگى مىكرد و بعد از چهل روز محاصره مهراب خان خفيانه به ابو القاسم خان پيغام داد كه اولا فتح قلعهء بمپور كارى دشوار است و ثانى اگر تو قلعهء بمپور را فتح نمايى و در تصرّف گماشتگان ابراهيم خان درآيد ، ديگر خان را [ 212 ] حاجتى به تو نخواهد بود و بلوچستان را به ديگرى خواهد سپرد . اين سخن به ابو القاسم خان اثر كرده به بهانه اينكه قلعهء بمپور در بالاى تلى مىباشد كه زير آن تل ريگ نرم و روى آن خاك خالص است ، به اين جهت نقب در زير قلعه متعذّر است و طورى ديگر نمىتوان گرفت ، عجالتا بايد مصالحه نمود و فتح آن را به وقتى ديگر حواله كرد . باز وجهى نقد و چند شتر [ 213 ] و كنيز و غلام از مهراب خان گرفت و خود از راه ابطر به مگس شتافت . در حوالى قلعه مگس شتر و گوسفند و اسير زيادى از آن حول و حوش غارت نموده و مراجعت به بمپور كرده و از راه كران ريگ به نرماشير و بم مراجعت نمود . اسراى آنجا را با شتر و پيشكش مهراب خان خدمت ظهير الدّوله فرستاد و از تسخير قلعهء بمپور به عذر اينكه نقب به قلعهء بمپور نمىتوان بريد و موسم گرما رسيد متعذّر شد . [ 214 ] و فتح آنجا را به وقتى دگر وعده داد . محمّد قاسم خان پسر اسماعيل بيگ گرجى كه مرحوم محمّد حسن خان قاجار او را خريده بود و بعد از انتقال آن مرحوم در خدمت حسينقلى خان پسر او در دامغان به سر مىبرد در آنجا زنى نكاح كرده ، تولّد محمّد قاسم خان شده به اين جهت مشهور به