احمد على خان وزيرى

48

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

اختتام رسيد . سلطان ويس پسرش به فرمان شاهرخ شاه ابن صاحبقران قائم مقام پدر شد . او نيز به تسخير كرمان موفق نشد ، تا آنكه شاهرخ شاه از شيراز به كرمان نزول اجلال فرمود . به سعى شمس الدين ابراهيم بمى سلطان ويس [ 184 ] از حكومت معزول و روانهء هراتش نمودند . غناشيرين نامى از مقرّبان شاه به دارايى دار الامان قرار گرفت . چون مقصود اصلى تاريخ بلوچستان است ، بعضى تفاصيل كرمان كه ربطى به اخبار مكران ندارد ، در اين مقام اطناب « 1 » است . خلاصه ، در سنهء هشتصد و پنجاه كه شاهرخ شاه ابن امير تيمور در فشاويّه رى به گور رفت « 2 » ، به سبب اختلاف در سلسله گوركان [ 185 ] هرج و مرج كلّى در ايران باديد آمد . كرمان را هر روزى حاكم و سلطانى بود تا در سنهء نهصد و پنج كه ظهور دولت شاه اسماعيل صفوى - انار اللّه برهانه و قدس اللّه سره - بود . كرمان به تصرّف اولياى دولت صفويّه آمد . چون دولت جديد و ضعيف بود ، حكّام كرمان متعرّض مكران نشدند . تا زمانى كه شاه عباس ماضى بر تخت سلطنت جلوس نمود . گنجعلى خان زيگ را به حكمرانى كرمان فرستاد . [ 186 ] حسب‌الامر اولياى دولت به تسخير مكران اقدام نموده و امامقلى خان شاملو والى فارس هم ، فرنگى پرتكاليّه كه بنادر قريب به مكران را تصرّف نموده بودند ، به جدال و قتال دفع و رفع نموده ، بلوچيّه محرّكى نداشتند كه با قشون دولتى محاربه و مخاصمه نمايند ، لهذا مكران بعد از مدّت‌ها باز در تحت فرمان‌گزار كرمان درآمد . بعد از آن در سلطنت شاه صفى به همان نهج [ 187 ] مطيع و منقاد بودند . در حكومت مرتضى قلى خان شاملو مكرانيان سر از فرمان پيچيده از دادن متوجّهات « 3 » ديوانى ابا كردند . مرتضى قلى خان از كرمان با سپاهى جلادت نشان به مكران رفته ، متمرّدان آنجا را تنبيهى به‌سزا كرده . چند خانوار از اكابر رادكان آنجا به رسم گروكان كوچانيده به شهر كرمان مسكن داد . اكنون كه سنه هزار و دويست و هشتاد و نه هجرى است ، كوچه موسوم به كوچه مكرانىها و تكيه مكرانىها در محلّه [ اى ] كه موسوم است [ 188 ] به محلّهء شهر مىباشد . القصّه ، در زمان سلطنت شاه عباس ثانى و شاه سليمان و شاه سلطان حسين

--> ( 1 ) . اطناب : پرگويى ، درازگويى . ( 2 ) . گور رفت : درگذشت . ( 3 ) . متوجّهات : مالياتى كه به عهدهء كسى يا كسانى قرار مىگيرد .