احمد على خان وزيرى
36
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
كتاب معتبر در تاريخ كرمان است ، بمپور و قصبات متعلّقه به او را جزو كرمان نوشته ، پس معلوم شد كه از قديم اين بلوچستان [ 130 ] خاك كرمان بوده . در تاريخ تكملة الاخبار و بعضى تواريخ ديگر كرمان و مكران را پسران هيتال ابن عيلام ابن سام ابن نوح نوشتند : برادر بزرگ كه كرمان باشد ، اين قطعه كه موسوم به كرمان است تصرّف نمود و بناى آبادانى گذاشت و موسوم به اسم خود نمود ، مكران كه برادر كوچك بود در اين قطعه نشيمن كرد و مالك رقاب آن ولايت شد و آن زمين را [ 131 ] به نام خود مسمّى كرد . سه سال قبل از تاريخ اين رساله در دار الخلافه در منزل مانكجى « 1 » صاحب زرتشتى كتابى ديدم در آن مندرج بود كه كرمان ابن هتال ابن عيلام ابن سام ابن نوح كه بناى آبادانى در قطعه زمينى كه موسوم به اسم خود كرده است گذاشت خداوند او را يك پسر عطا فرمود به همان حروف اسم خود او را مسمّى نموده بطور تقليب ، بنابر آن مكران ناميده شد و اين قطعه از زمين [ 132 ] كرمان را موسوم به اسم او ساخت . در بعضى از كتب تاريخ كه پارسيان نوشتهاند كرمان و مكران را پسر پارسن پارس را پسر پهلو و پهلو را نوادهء كيومرث « 2 » دانند و قول اقلّ اقرب به صحت است و نيز چيزى كه دلالت دارد بر اينكه زمان قديم اين بلوچستان جزو كمال بوده است . صاحب ناسخ التواريخ از ترجمه تواريخ كتب اروپا « 3 » [ 133 ] و ارامنه نوشتند ، بعد از آنكه اسكندر رومى مستولى بر ايران گرديد ، چهار هزار خانوار از كرمان و بلوچستان كوچانيده و به مملكت اروپا توطّن داده آنها را كرمانيان گفتندى ، از كثرت استعمال كرمانيا گفته شد و به سبب لحن ممالك يورپ « 4 » جرمانيا مىگويند و اين زمان در بعضى نوشتجات مخفف كرده جرمن گويند . و ديگر آنكه در زمان شاهنشاهى انوشيروان [ 134 ] در ممالك ايران آذرماهان سى سال
--> ( 1 ) . مانكجى : مانك به لغت گجراتى ياقوت را گويند و جى آقا را . ( 2 ) . كيومرث : معرّب كيومرز يعنى بزرگ زمين . ( 3 ) . اروپا : نام يك قسمت از سه قسمت زمين معموره كه اغلب آن ممالك فرنگستان است . ( 4 ) . يورپ : فرنگ .