احمد على خان وزيرى

18

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

دزّك اين اوقات ، بزرگ رئيس [ 67 ] دزّك دلاور خان پسر علم خان است . نمكزار دزّك تا دزّك هفت فرسنگ مسافت دارد . قبل از اينها دزّك قصبهء معمورى بوده است ، حال به آن آبادانى نيست . ولى دكان زرگرى و آهنگرى و كاردگرى و امثال اينها دارد . گويند قبل از اين [ 68 ] ضرابخانه هم داشته . حيوان باركش آنها بيشتر شتر است . ماده گاو و ماده الاغ هم دارد . معادل بيست هزار شتر دارند و گاو نر به قدر ما يحتاج زراعت دارند . گوسفند آنها چندان نيست . وجه تسميهء دزّك ظاهر است ؛ دز در لغت پارسى قلعه را نامند و از دزّك پانزده فرسخ مىرود به جالق « 1 » . جالق آنجا پنجاه قلعه چه دارد و نخيلات زياد دارد . سالى دو كرور خرما به عمل مىآيد . هواى آنجا گرم و آبش قنات است . [ 69 ] محصول آنها پنبه و گندم و جو و ماش و لوبيا و كنجد سالى دو كرور از اين اجناس عمل مىآيد . در باغات آنها انگور و انار مىباشد . و عمارات آنها از چوب و خاشاك مىسازند و كپر مىنامند . مردمى شجاع و جنگى دارد . جولاهى هم در آن ولايت زياد است . عدد نفوس آنها پانزده هزار مىشود . سه هزار مرد جنگى دارد . حيوان باركش آنها بيشتر شتر است . سنّى مذهب‌اند . بزرگ آنها شاه صفى نام كه آن هم خود را سيّد [ 70 ] مىداند . به قاعدهء هندوستان هركس را سيّد و از اولاد حضرت رسول مىدانند ، او را در اوّل يا آخر اسم شاهى اضافه مىنمايند . طريق عروسى دزّك و جالق در آنجا ، از طايفهء لولى مىباشند ، كه در بعضى ولايات قرشمال « 2 » و در بعضى غربتى « 3 » و در پاره‌اى جاها غربال‌بند « 4 » گويند . آنها كمانچه و دف و تنبك دارند . آنها به زدن ساز مشغول

--> ( 1 ) . جالق : جيم با الف ممدوده و سكون لام و قاف . ( 2 ) . قرشمال - غرشمال - غرشار - غريب شمار : كولى . ( 3 ) . غربتى - قرشمال : كولى . ( 4 ) . غربال‌بند : كولى .