احمد على خان وزيرى

4

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

كزان كه آخر خاك نرماشير است تا به زمان آب در همه جا به فاصلهء سه فرسخ الى [ 7 ] چهار فرسخ مىباشد ، ولى اين زمان دائم آبادانى نيست مگر گاهى . بعضى از ايل رئيسى و نمدادى كه رعيّت نرماشير و ساردو مىباشد در آنجا به جهت آب و علف شتر و گوسفند در آنجا قشلامشى « 1 » مىنمايند . در دوازده سال قبل از تحرير اين رساله كه سنهء هزار و دويست و هفتاد و شش هجرى بود شيردل خان ، برادر حليم اجان بلوچ توكى از برادر ، رنجشى به هم رسانيده با دويست خانوار از حوالى سيستان به نرماشير آمده ، چون ميانه نرماشير [ 8 ] و به زمان مرتع وسيع و آب و علفى لايق داشت در آنجا توطّن جستند و به مدّت پنج - شش ماه ده - دوازده رشته قنات آبادان كردند و زراعت نمودند . چون آنجا را پنج شش ذرع كه حفر نمايند به آب مىرسند و سمت مغرب آن محل ، بلند و سمت مشرق ، پست . ده - دوازده چاه كه حفر نمايند آب به روى زمين جارى مىشود ، به سهولت مىتوان قنات آبادان نمود . مجملا [ 9 ] به واسطهء اين طايفه آبادانى در اين بيست و دو فرسخ فاصلهء نرماشير و به زمان شده بود سه سال هم در آنجا متوطّن بودند . بعد از تحميلات و تكاليف شاقه از مرحوم محمّد اسماعيل خان وكيل الملك كه در آن زمان متصدّى امور كرمان بود ، شيردل خان با حشم خود مراجعت نمود به سردار ملحق گرديد . اكنون همان مزارع آب دارد ولى زراعت نمىشود . اين بيست و دو فرسخ قابل چندين قصبه و قريه معظم مىباشد كه سالى كلّى [ 10 ] از مزروعات و ساير جهات آنجا عمل مىآيد زيرا كه آب بسيار و زمين مستعد قابل هر قدر بخواهند مىباشد . به اندك اهتمامى و مخارجى جزئى مىتوان چندين مزرعه آبادان كرد ، گندم و جو و پنبه و حنا و رنگ و ماش و لوبيا و كنجد و ساير حبوبات عمل آورد . بلوچستان القصّه ، از شهر كرمان تا به زمان كه اوّل بلوچستان است ، هشتاد و هفت فرسخ است . در همهء اين راه عرّاده و كالسكه مىرود . اين قطعه [ 11 ] بلوچستانى كه در تصرّف حكمران كرمان است از سمت جنوب متّصل است به خاك خاران و كلات‌نصير .

--> ( 1 ) . قشلامشى : كوچ به سرزمين‌هاى گرم در زمستان .