واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
742
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
كه عوفى دربارهء گفتگوى صدر بخارا و درويش در كوه عرفات نقل مىكند مربوط به همين حج وى بوده « 1 » . صدر اعمال حج را با جلال تمام ، در حالى كه در محفهاى نشسته بوده بجا آورد . بيش از صد شتر به زير بنه و بار وى بوده . و « علماى بزرگ » همراه وى بودند . درويشى گرسنه و برهنه و پاى بىموزه به او برخورد و پرسيد كه آيا خداوند اجر حج مرد مستمندى را كه با اين همه دشوارى بجا آورده با حج صدر كه با آن همه جلال و شكوه ادا شده ، برابر خواهد داد . صدر پاسخ داد كه البته اجر هر دو يكسان نخواهد بود زيرا كه من فرمان خدا را مىبرم و تو بر خلاف او عمل مىكنى . خداوند به من گفته است : « اگر امكانت هست حج ادا كن » و به تو گفته « خود را بدست خويش هلاك مساز » . بدين قرار مرا دعوت كرده و تو را از زيارت مكه معاف كرده است . من مهمانم و تو طفيلى . و هرگز طفيلى از احترامى كه مهمان را درخور است برخوردار نخواهد بود . داستانهاى عوفى و ابن اثير نشان مىدهند كه صدور مزبور به هيچوجه زندگى زاهدانهاى نداشته و نقدينه فراوان در اختيار داشتند . اين سخنان را گفتههاى نسوى « 2 » نيز تأييد مىكند . وى مىگويد كه صدر مزبور گذشته از شغل رئيس مقام خطيب را هم واجد بوده ولى از لحاظ ثروت فقط با شاهزادگان و اميران قابل قياس بوده است . شش هزار فقيه به خرج او زندگى مىكردهاند . نهضت عامه و جنبش دموكراتئى كه اندكى پيش از لشكركشى خوارزمشاه در بخارا وقوع يافت ، به احتمال قوى عليه صدور نيز بوده . پيشواى نهضت - سنجر - پسر مردى سپرفروش [ مجانفروش ] بوده كه شهر را به تصرف درآورد و « اهانت و استذلال اصحاب حرمت را از لوازم كار
--> ( 1 ) - « متون » ، ص 88 ، ( عوفى ) . ( 2 ) - « سيرت جلال الدين » ، « متون » ، 24 - 23 ؛ ترجمه ، 41