واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
740
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
ظاهرا حكومت عثمان تا بخارا نافذ نبوده . ديديم كه حتى در نيمهء اول قرن دوازدهم ميلادى ( قرن ششم هجرى ) در بخارا دودمانى از خطيبان و رئيسان كه لقب « صدر جهان » داشتند تأسيس شد كه پشت در پشت فرمانروا بودند . دريغا كه اطلاعات مربوط به انساب صدور مزبور تا حدى ضد و نقيض است . نفوذ و دخالت صدور در امور غير روحانى مسلما مىبايست به تصادم ميان ايشان و خانان سمرقند منجر شود . و بروز تصادمات با عناصر عامهء خلق و قراختائيان نيز ناگزير بوده . توجيه اينكه همهء صدور ، از عمر كه بدست قراختائيان مقتول گرديد گرفته ( رجوع شود به ص 681 ) تا آخرين ايشان ، به صفت « شهيد » موصوف گرديدهاند « 1 » ، همين است . قراختائيان پس از كشتن عمر ، مع هذا ، نفاذ حكم جانشين وى را در امور دينى - كه به گفتهء نظامى عروضى « 2 » امام احمد بن عبد العزيز ( برادر مقتول ؟ ) بوده ، پذيرفته و شناختند . والى قراختايى الپتگين ( يا آتما تگين ، رجوع شود به ص 715 ) - چنانچه گفتهء نظامى عروضى را باور و قبول كنيم - مىبايست در همهء امور با اشارات امام موافقت كند . چنان كه پيشتر ديديم ( ص 681 ) ، ابن اثير ضمن داستان قلع و قمع قرلغان ، فقيه محمد فرزند عمر مقتول را رئيس بخارا مىخواند و مىگويد كه وى متحدا با خان سمرقند عمل مىكرده و اعتدال و ميانهروى قراختائيان را مىستوده . در سال 560 هجرى / 1165 ميلادى ، بطورى كه از گفتهء نرشخى برمىآيد « 3 » ، در بخارا قدرت به دست قليچ طمغاچ
--> - را در ماوراء النهر سلطان سلاطين گفتندى » . ( 1 ) - « متون » ، ص 169 ( كتاب ملازاده ) : « Barthold , « Burhan . ( 2 ) - چهار مقاله ، چاپ قزوينى ، 22 و بعد . ترجمهء براون ، 24 و بعد . ( 3 ) - چاپ شفر ، 23 ، 34 - 33 .