واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

736

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

هجرى ( 1205 ميلادى ) عماد الدين عمر والى بلخ ( ظاهرا جانشين زنگى ) به فرمان سلطان خويش ترمذ را به حمله مسخر ساخت . ترمذ به قراختائيان تعلق داشت و يكى از قلاع نيرومند شمرده مىشد . فرزند عماد الدين « 1 » بهرام شاه « 2 » به ولايت ترمذ منصوب گشت . به سبب اغتشاشاتى كه در هندوستان روى داده بود بناچار عمليات بعدى عليه قراختائيان به وقت ديگر محول شد . به گفتهء جوينى لشكركشى شهاب الدين به هندوستان بدان سبب بود كه وى مىخواست پيش از آغاز مجدد جنگ با قراختائيان « امور خزاين و جنود » را بهبود بخشد « 3 » . در بهار سال 603 هجرى ( 1206 ميلادى ) شهاب الدين به غزنه بازگشت و سخت سرگرم تدارك لشكركشى به ماوراء النهر بود . به بهاء الدين « 4 » صاحب باميان امر شد كه به ساختمان پل آمودريا ( جيحون ) « 5 » همت گمارد . « بر شط جيحون بارگاه برآوردند چنانك يك نيمه از بارگاه در آب بود » « 6 » . در 13 مارس 1206

--> ( 1 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، XII ، 135 . ( 2 ) - در تأليف نسوى ( سيرت جلال الدين ، متن ، 39 ؛ ترجمه 66 ) نام برده شده است . ( 3 ) - جوينى ( نسخهء خطى GPB ، 2 ، 34 ، ورق 119 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 58 ) . ( 4 ) - به گفتهء جوزجانى متصرفات او از مشرق تا كشمير و از غرب تا بلخ و ترمذ و از شمال تا حدود كاشغر و از جنوب تا غرجستان و غور ممتد بوده ( جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، I ، 431 ( چاپ ناسائو - ليس ، 108 ) ) . وى نوادهء فخر الدين مسعود بوده . ( 5 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، XII ، 138 . ( 6 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 119 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 59 : « بر شط جيحون بارگاه برآوردند چنانك يك نيمه از بارگاه در آب بود » .