واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
733
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و اكناف دستجات بيشترى وارد شدند و شهر نجات يافت « 1 » . به گفتهء جوينى شمار لشكريانى كه خوارزمشاه گردآورد به هفتاد هزار تن رسيد . وى گذشته از اين از قراختائيان استمداد نمود . لشكرگاه غوريان در كرانهء شرقى رود « 2 » قرار داشت . شهاب الدين به لشكريان خويش فرمود گذرگاهى بر رود جستجو نمايند تا روز ديگر به شهر حمله كنند . ولى در آن هنگام لشكرى كثير از قراختائيان به سپهدارى طاينكو - طراز و سلطان سمرقند عثمان « نزديك رسيد » . غوريان به شتاب عقبنشينى كردند . محمد خوارزمشاه ايشان را تا خراسان تعاقب كرد و در آنجا شكستشان داد و پس از آن به گرگانج بازگشت تا پيروزى خويش را جشن گيرد . قراختائيان تعقيب را دنبال كردند و در نزديكى اندخود لشكريان غور را محاصره كردند . در آغاز ماه صفر سال 601 ( در
--> ( 1 ) - زكرياى قزوينى دربارهء دليرى مردم گرگانج بالكل به نحوى ديگر سخن مىگويد ( « عجايب المخلوقات » ، II ، 349 ، ذيل كلمه « الجرجانيه » ) . بنا به گفتهء وى ، همهء اهالى گرگانج و حتى پيشهوران آن شهر لشكرى بودند . يك بار سلطان محمد از چينيان شكست خورده به گرگانج گريخت و عدهء قليلى از هواخواهانش با وى بودند . و براى اينكه كس به قلت نيروى وى پى نبرد شبانه وارد شهر شد و روز ديگر صبح هنگام توانست با لشكرى مركب از سىهزار سوار از شهر خارج شده عليه دشمنان خويش پيكار كند . اين داستان ( كه البته حاوى مبالغهء بسيار است ) فقط مىتواند مربوط به جنگ با شهاب الدين باشد ؛ و نام « چينيان » اشتباها نقل شده . ( 2 ) - جوينى ، چاپ قزوينى ، II ، 55 : « بر جانب شرقى شط » . شايد منظور مجراى اصلى رود نبوده بلكه نهرى است كه در نزديكى گرگانج جارى بوده است .