واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
728
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
كه متصرفات وى ، حتى اگر عراق هم بدان منضم باشد ، براى نگهدارى لشكريان بسيار او كافى نيست و بنابراين از خليفه تمنى دارد خوزستان را هم به وى واگذار كند « 1 » . بنا به گفتهء ابن اثير « 2 » تكش در پايان سلطنت خويش خواست كه در خود شهر بغداد نيز بنام وى خطبه خوانده شود و بعدها پسر او محمود نيز چنين كرد خصومت ميان عباسيان و خوارزمشاهيان چنين آغاز شد و اين دشمنى بعدها يكى از علل نابودى هر دو دودمان بوده است . تصادمات دائم جنگى نيز در مردم صلحجو و غير لشكرى تأثير مرگبارى داشته . افواج خوارزمى در نواحى مختلفه غارت و ويرانى وحشتناكى را ببار مىآوردند . به گفتهء راوندى « 3 » شمس الدين مياجق سردار لشكر تكش ظلمهائى كرد كه حتى غزان در خراسان و بعدها مغولان در عراق مرتكب نشدند . تكش سرانجام ، در آخرين سال سلطنت خويش ، به شكايات اهالى توجه نموده مياجق را از كار بر كنار كرد و پس از ورود به خوارزم فرمود به سياستش رسانند . بغداديان نيز در ظلمپيشگى كم از ايشان نبودند . به گفتهء راوندى « 4 » خليفه پس از عقبنشينى تكش در سال 591 هجرى ( 1194 ميلادى ) 5000 سوار به عراق فرستاد و اينان « بقيتى كه [ پس از رفتن خوارزميان ] مانده بود بغارتيدند » . توقعات وزير مؤيد الدين تنها از شاهزادگان و اميران نبوده بلكه متوجه صاحبان املاك خصوصى نيز بوده است .
--> ( 1 ) - راوندى ، ترجمهء تركى ، ورق 122 ؛ چاپ اقبال 385 . ( 2 ) - چاپ تورنبرگ ، XII ، 88 . ( 3 ) - ترجمهء تركى ، ورقهاى 130 - 129 ؛ چاپ اقبال ، 398 . مؤلف اعمال او را با مظالم « كافر ابخازى ( مسيحيان قفقاز و گرجستان » و ترك خطايى و فرنگ شامى » قياس مىكند ) ( 4 ) - ترجمهء تركى ، ورق ، 118 ؛ چاپ اقبال ، ص 377 .