واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
723
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و بخارا را محاصره كرد . ساكنان بخارا در برابر او مقاومت كردند و به قراختائيان وفادار ماندند . كار به جائى رسيد كه بخارائيان سگى يك چشم را گرفته جبهاى بر او پوشانده كلاهى بلند بر سرش نهادند و بدور حصار شهر گردانده خوارزمشاهش مىناميدند ( تكش يك چشم بوده ) « 1 » و پس از آن او را به وسيلهء منجنيق به لشكرگاه دشمنان افكنده بانگ برآوردند كه « اينك سلطان شما ! » . خوارزميان نيز بخاريان را مرتد مىخواندند . سرانجام شهر به حمله مسخر گرديد . تكش به رغم افعال ساكنان شهر ، ايشان را مورد تفقد قرار داد و حتى پول فراوان در ميان ايشان تقسيم كرد و پس از مدتى به خوارزم باز - گشت . چنانكه پيشتر ديديم گفتهء ابن اثير شك بسيار برمىانگيزد . دريغا كه قادر نيستيم از روى منابع ديگر صحت آن را مورد تحقيق قرار دهيم . دربارهء لشكركشى تكش به بخارا نه جوينى سخنى مىگويد و نه جوزجانى ، كه مورخ غوريان بوده . وى از تسخير بلخ بدست غياث الدين و جنگ وى با قراختائيان نيز ياد نمىكند « 2 » . ابن اثير ، چنان كه خود اعتراف مىكند « 3 » ، دربارهء وقايعى كه در نيمهء دوم قرن دوازدهم ميلادى ( ششم هجرى ) در خراسان جريان داشته ديدار روشنى نداشته و قادر به نقد اظهارات ضد و نقيص منابع خود نبوده . اينكه
--> ( 1 ) - ( در چاپ انگليسى چنين است . در چاپ روسى سال 1900 - « نابينا » نوشته شده - هيئت تحريريه ) . در هيچ منبع ديگرى اين موضوع تأييد نشده است . ( 2 ) - جوزجانى ( ترجمهء راورتى ، II ، . 93 - 924 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 330 - 329 ) ) فقط مىگويد كه قراختائيان دوبار با غوريان حرب كردند و سركردگان غوريان حرجم و محمد بن خربك بودند و در يكى از پيكارها حرجم كشته شد ( به گفتهء ابن اثير نام سركردهاى كه در پيكار با قراختائيان از پاى درآمد « خروش » ( ؟ ) بوده . ( 3 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، XI ، 253 .