واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

709

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

يعنى طغان شاه ابو بكر و زان پس در دربار غياث الدين پادشاه غور پناهگاه و مأمنى يافت . ناحيهء كوهستانى كه در مشرق و جنوب شرقى هرات و جنوب غرجستان و گوزگان قرار داشته غور ناميده مىشده . گويش مردم اين كوهستان با لهجهء اهل خراسان تفاوت بارز و كلى داشته . هم در قرن چهارم هجرى ( دهم ميلادى ) اكثر غوريان بت‌پرست باقى مانده بودند و حال آنكه سرزمين ايشان از هر سو در محاصرهء متصرفات مسلمانان بوده « 1 » . مؤلف نسخهء خطى تومانسكى [ مقصود « حدود العالم » است ] مىگويد كه در عهد وى غورشاه كه صاحب و امير ناحيت غور بوده خويشتن را تابع فريغونيان گوزگان مىشناخته و بيشتر آن مردمان اسلام آورده بودند . بنا به گفتهء بيهقى « 2 » نخستين لشكرى كه به اعماق سرزمين غوريان نفوذ كرد از آن سلطان محمود غزنوى بوده كه در آن زمان ( 411 هجرى / 1020 ميلادى ) ولايت هرات داشته . غزنويان پس از تسخير غور دودمان شاهان محلى را در آنجا باقى و برقرار گذاردند . در اواسط قرن ششم هجرى ( 12 - ميلادى ) سلاطين غور نيز مانند خوارزمشاهان از انحطاط قدرت سلجوقيان استفاده كردند . ديديم كه در وقايع خراسان كه پس از اسارت سنجر روى داده بوده امراى غور نيز شركت داشته‌اند . چيزى از آن تاريخ نگذشت كه دو برادر غياث الدين و شهاب الدين ( كه بعدها به لقب معز الدين ملقب گشت ) ملك خويش را به درجهء يك دولت جهانى ارتقاء دادند . برادر دومى كه در زمان حيات غياث الدين فرمانفرماى غزنه بوده عادتا در رأس لشكر قرار داشت . غزنه در سال 569 هجرى / 74 - 1173 ميلادى بطور

--> ( 1 ) - استخرى ، 273 ؛ ابن حوقل ، 323 ، 329 . ( 2 ) - چاپ مورلى ، 135 - 128 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 121 - 113 ) .