واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
998
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
مرگ حتمى بوده است . مع هذا اگر تنها مغولان را محكوم كنيم و باعث و بانى همهء اين وحشتها بدانيم بىانصافى خواهد بود . دوسون و ديگران از « مناظر نفرتانگيز » تاريخ مغول صحبت مىدارند ، ولى فراموش مىكنند كه تقريبا همهء محاكمات و جرياناتى كه ما را اين چنان متأثر و متألم مىسازد نتيجهء تحريكات نمايندگان اقوام با فرهنگ بوده و دولتهاى مغول فقط آلت فعل در دست مفتنان و محرّكان چيره دست مسلمان و اويغور و اروپائى بودهاند . غالبا مغولان متهم را بدست دشمنانش مىسپردند و به همين اكتفا مىكردند و البته اين اقدام در تخفيف شومى سرنوشت وى تأثيرى نداشت . در عهد سلطنت قراهلاكو چنين سرنوشتى نصيب كركوز [ گرگوز ] گرديد . وى مردى اويغور و بودائى بوده است از روستاى يرليغ ( در چهار فرسخى بيش باليق [ بيش باليغ ] در مغرب جاده ) و در اواخر دوران سلطنت اوكتاى قاآن حكومت خراسان و همهء متصرفات مغول در مغرب آمودريا ( جيحون ) با او بود . حسن اثر شيوهء حكومت وى را در آن سرزمين حتى مورخ مسلمان نيز - به رغم دشمنى خويش با اويغوران - تصديق كرده است . جوينى در سال 651 هجرى كه از مغولستان بازمىگشت از روستاى يرليغ عبور كرد و در محل اطلاعاتى دربارهء شرح زندگى كركوز گردآورد . كركوز فرزند اويغور مستمندى بود و در اوان كودكى پدر خود را از دست داد . بيوهء پدر ، بنا به رسم اويغوران و مغولان ، مىبايست زن كركوز شود ولى به سبب صغر سن داماد از ازدواج با وى استنكاف كرد . كركوز به ايدى قوت مراجعه كرد و وى رسم قديم را تأييد نمود و مادر اندر كركوز ناگزير مبلغى به ناپسرى خود داد كه از او صرف نظر كند . كركوز نخست به كودكان خط ايغورى مىآموخت ، ولى چنين زندگئى نامجوئى و افتخار طلبى وى را