واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
932
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
اقامت داشتند اطلاع دادند . پس از پنج روز ( ؟ ) ترباى با لشكرى مركب از پنج هزار مرد جنگى ، كه همايون سپهسالار محلى كه به لقب آق ملك موسوم بود نيز در ميان آنان بوده ، به دروازهء مرو رسيدند . شهر بىدرنگ مسخر شد و اهالى را هلاك كردند و گويا در آن گيرودار در حدود صد هزار نفر تلف شدند . آق ملك را در ويرانههاى شهر باقى گذاردند تا باقى مردم را كه از مرگ جسته باشند معدوم كند و وى اين وظيفه را با جدى پيشتر و بهتر از شحنگان مغول انجام داد . اين افراد نگون بخت را در مدرسهء شهابى زندانى مىكردند و از بام به زير مىافكندند . به رغم اين ، پس از رفتن مغولان ، شهر بارى ديگر احياء شد و « اميرزادهاى » بنام ارسلان « به امارت بنشست » [ جوينى ] . پس از آن مردى تركمن از نسا به مرو آمد . و مردم به اطاعت او رغبت كردند ، تا اينكه توانست 10000 مرد لشكرى گردآورد و مدت شش ماه اميرى كند . بنا به گفتهء نسوى « 1 » نام اين مرد تركمن تاج الدين عمر بن مسعود بوده و گذشته از مرو ، ابيورد و خرقان را هم در تصرف داشته . به گفتهء جوينى وى حتى كسانى « به حدود مروالرود و پنج ديه و طالقان مىفرستاد تا دزديده بر بنهء مغولان مىزدند » . در عين حال نسا را محاصره كرد . در نسا يكى از اخلاف دودمان اميران محل بنام نصرة الدين حمزه بن محمد حكومت مىكرد . در آنجا تاج الدين بناگهان از طرف يازر مورد حمله واقع شد ( به ما قبل ص 497 اصل رجوع شود ) . در همان زمان كوتوال قلعه هم بيرون آمده حمله كرد . تاج الدين كشته شد . قراجه نويان با هزار مرد لشكرى از طالقان به نزديك مرو آمد و مشغول دزدى و غارت شد و ظاهرا با هيچ مقاومتى روبرو نگشت . متعاقب وى قوتوقونويان با صد هزار لشكرى ( ؟ ) رسيد و عدهاى خلجان و
--> ( 1 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 99 ؛ ترجمه ، 165 .