واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

917

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

از پنج شير ) و پل را ويران كردند . و بدين وسيله دشمنان خويش را آنقدر متوقف ساختند كه سلامت به نزد چنگيز خان بازگردند . پس از اين واقعه شيكى قوتوقونويان عليه جلال الدين اعزام شد . به گفتهء جوينى وى 30000 مرد لشكرى همراه داشت و به قول جوزجانى « 1 » 45000 . جلال الدين براى مقابله با آن لشكر شتافت . پيكار در يك فرسخى پروان وقوع يافت . ميمنهء مسلمانان در زير فرمان امين الملك و ميسره به فرماندهى اغراق بوده . لشكر مسلمانان پياده پيكار مىكرد و « اسبان بر دست گرفتند » « 2 » . نبرد دو روز طول كشيد . به گفتهء جوينى ، شيكى قوتوقونويان شب روز دوم به لشكريان خود فرمود « تا هر سوار بر جنبيت تمثالى ( از نمد ) نصب كردند » تا دشمن پندارد كه مغولان نيروى كمكى دريافت داشته‌اند . اين خدعه در آغاز موفق آمد ، ولى جلال - الدين توانست لشكريان خويش را تشجيع نمايد و دل‌گرم سازد . چون مغولان از پيكار خسته و فرسوده شدند ، جلال الدين لشكريان خود را بر اسبان سوار كرد و « به يك بار حمله آوردند » و اين حمله سرنوشت و نتيجهء پيكار را معين كرد . شيكى قوتوقونويان فقط با باقيماندهء ناچيز لشكر خويش به نزد چنگيز -

--> ( 1 ) - ترجمهء راورتى ، II ، 1006 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 344 ) . ( 2 ) - به گفتهء جوينى چنين است ( نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 150 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 137 ) : « فرمود تا تمامت لشكر پياده شدند و اسبان در دست ( در چاپ قزوينى : « بردست » ) گرفتند و تن بر مرگ نهادند » . به گفتهء رشيد الدين ( چاپ برزين ، بخش XV ، متن 122 ؛ ترجمه ، 80 ) ايشان لگامهاى اسبان را به كمربند خويش بستند . در تأليف ميرخواند نيز چنين است ( « تاريخ خوارزمشاهيان » ) ، چاپ دفرمرى ، 96 ) .