واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
909
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و كوهستان و سه روز راه از قاين ) و خواست در قلعهء آن شهر رود و « متحصن شود » و وسايل مقاومت فراهم آورد . بنا به گفتهء جوينى سلطان به سبب روحيهء عنادآميز ساكنان آن شهر بناچار آنجا را ترك گفت « 1 » ولى به قول نسوى خود از اجراى نيت خويش سرباز زد و امتناع وى بر اثر سخنان « مستحفظ قلعه » بود كه گفت : « امثال پادشاه را نشايد به قلعه پناه بردن . . . » و سلطان بايد در عرصهء گشوده پيكار كند ، نه آنكه در قلعه پنهان و متحصن شود . و قلعه هر قدر مستحكم باشد مغولان وسيلهاى براى تصرف آن خواهند يافت . جلال الدين از آنجا از طريق ناحيهء هرات به بست رخنه كرد « 2 » . بنا به گفتهء نسوى « 3 » ، وى در آنجا به لشكر ده هزار نفرى [ در « سيرت جلال الدين » چاپ پيش گفته ، ص 92 « نه هزار مرد » نوشته ] امين الملك كه در سجستان مشغول عمليات بوده پيوست و لشكر تاتار را كه در آن ايام قندهار را در محاصره داشتند ، شكست داد و پس از آن وارد غزنه ، كه شهر عمدهء قلمرو وى بود ، گرديد . در هيچ منبع ديگرى از پيكار قندهار سخن نرفته ( مگر اينكه در اين مورد پيروزئى كه امين الملك بدست آورده بوده و دربارهء آن بعدا صحبت خواهم داشت ، منظور نظر باشد ) . گروهى از مغولان كه در آن زمان ، به آنچنان نقطهء دور جنوبى نفوذ كرده بوده ، جز عدهاى معدود نمىتوانست باشد . و الا اطلاعاتى دربارهء ايشان در تأليف جوينى و يا رشيد الدين وجود مىداشت .
--> ( 1 ) - چاپ قزوينى ، II ، 134 : « با سلطان مناقشت نمودند » . ( 2 ) - جوينى از حركت به بست ياد نمىكند . ولى گذشته از نسوى ، جوزجانى نيز دربارهء آن سخن مىگويد ( ترجمهء راورتى ، I ، 287 ؛ ( در چاپ ناسائو - ليس نيست ) . ( 3 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 65 - 64 ؛ ترجمه 110 - 109 .