واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

905

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كودكان و زنان جوان « 1 » را به اسيرى بردند و باقى مردم را از پاى درآوردند ، بدين طريق كه ايشان را « بر لشكر قسمت كردند ، هريك مرد قتال ( كه به گفتهء رشيد الدين بيش از 50000 نفر بودند ) را بيست و چهار نفس مقتول رسيد » ظاهرا جوينى رقم بزرگترى شنيده بوده و به نظر وى آن‌چنان غريب و مستبعد آمده بوده كه از نقل آن خوددارى كرده . رشيد الدين داستانى نيز در بارهء شيخ نجم الدين كبرى نقل مىكند . شهرت مقام قدسى شيخ گويا به گوش چنگيز خان رسيده و وى امر داده بوده كه وى را از لشكركشى مغول به خوارزم آگاه كنند و توصيه نمايند از شهر خارج شود . شيخ گفت كه مىخواهد در نيك و بد هم‌شهريان خويش شريك باشد و به هنگام تسخير شهر كشته شد . البته داستان رسول فرستادن چنگيز خان به نزد شيخ غير محتمل است ، به ويژه كه مغولان در آغاز قصد « نهب و قتل و غارت » پايتخت خوارزم را نداشتند و دليلى نداشت كه ترك شهر را به شيخ توصيه كنند . به گفتهء ابن اثير ، سرنوشت گرگانج غم‌انگيزتر از ديگر شهرهائى كه مغولان مسخر ساخته بودند ، بوده . در موارد ديگر ، هميشه عده‌اى از ساكنان از قتال و

--> - پيروان اين مذهب در آغاز قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) در خوارزم نيرومندتر از جاهاى ديگر بودند . ( در اينجا در حاشيهء نسخهء بارتولد ( چاپ انگليسى ) چنين يادداشت شده : « اشارهء Pell ، 56 در JA ، 1927 ، II ، 279 - 261 » ( دربارهء يكى از اين مهاجرنشينهاى مسلمان ؛ رجوع شود به : ( 56 . Pelliot , « notes sur le « Turkestan » , P - تحريريه ) . ( 1 ) - در تأليف جوينى چنين است ( چاپ قزوينى ، I ، 101 : « كودكان و زنان و جوانان » ؛ در تأليف رشيد الدين : « زنان و مردان و كودكان » ، و اين معنى را نمىرساند .