واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
886
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
به بهبود وى نمىرفت . وى در بازپسين روزهاى زندگى خويش با گشاددستى ، كسانى را كه خدمتى كرده بودند با مناصب و الا و اقطاعات پاداش و توقيع مىداد و البته اين پاداشها در آن زمان ارزش واقعى نداشت ولى ، چنانچه سخنان نسوى را باور كنيم ، همه توقيعات و احكام مزبور را بعدا جلال الدين تصويب و تأييد كرد . تاريخ دقيق مرگ سلطان در منابع و متون اصيل يافت نمىشود . و بدين قرار تاريخى كه راورتى « 1 » نقل كرده ( شوال 617 هجرى / دسامبر 1220 ميلادى ) و همچنين آ . موللر « 2 » آورده ، ظاهرا ، از ناقلان متأخر اقوال ديگران مأخوذ است . تاريخ نخستين ، بهر تقدير ، به راستى نزديكتر است ، زيرا كه بنا به گفتهء نسوى « 3 » « در ذى القعده سنهء 617 هجرى ( ژانويه 1221 ميلادى ) خوارزم را مغول به محاصرت گرفت » . نسوى مىگويد كه پس از رحلت سلطان پولى كه برايش كفن بخرند نداشت و يكى از همراهان [ شمس الدين محمود ] « كفن او را بضرورت از پيراهن ( خود ) ساخت » . چنين بود پايان كار سلطانى كه بخش اعظم اراضى امپراطورى سلجوقيان را به زير فرمان خويش درآورده متحد ساخته بود . وى به هنگام مغول چنان نقش ناچيز و رقتانگيزى ايفاء كرد كه مغولان خود ، او را به فراموشى سپردند . حتى در روايات و افسانههاى قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) بالكل از او نامى نيست و فقط از جلال الدين ياد شده است و بطورى كه از شرح عمليات چژهبه [ يمه - جبه ] و سبتاى و تخوچار پيداست - در روايات
--> ( 1 ) - جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، I ، 278 ، حاشيه . ( 2 ) - 213 . ller , « Der Islam » , Bd II , S ؟ . Mu تاريخى كه دولتشاه آورده ( چاپ براون ، 136 - 18 ) ، 22 ذوالحجه سال 617 هجرى ( 17 فوريه 1221 ميلادى ) . ( 3 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 92 ؛ ترجمه ، 153 .