واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

881

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

فقط فوج سوم يعنى فوج تخوچار ( تقچار ) فرمان مربوط به ويران كردن و تخريب را نقض كرد . رشيد الدين « 1 » مىگويد كه ملك خان « 2 » امين - الملك « 3 » والى هرات پيش از آن به چنگيز خان اظهار فرمانبردارى و ايلى كرده منشورى دريافت داشته بود كه مغولان نبايد در متصرفات وى مرتكب نهب و غارت شوند . چژه‌به [ جبه ، يمه ] و سبتاى امر را اطاعت كردند ولى تخوچار نقض فرمان نمود و در پيكار با كوهيان كشته شد . اين نقض تنسيقات در نظر مغولان آن‌چنان واجد اهميت بوده كه افسانهء مغولى از آن ياد مىكند « 4 » و حال آنكه بطور كلى مختصرترين اخبار را دربارهء لشكركشى مغرب مىدهد . بنا به خبر مزبور تخوچار فقط « گندم را از خوشه درو كرد » . دربارهء مرگ او سخنى نرفته و وى چون به نزد چنگيز خان بازگشت ، خان خواست سياستش كند و تقبل رساند ، بعد مورد عفوش قرار داد ولى توبيخش كرد و از اميرى لشكر بر كنار نمود . ظاهرا تخريب بوشنگ را ، كه جوزجانى از آن سخن گفته ، بايد كار تخوچار دانست . اين‌كه تخوچار در آن گيرودار كشته نشده بوده . . . « 5 » از گفتهء نسوى دربارهء ويرانى شهر نسا پيداست ( زيرا كه مسلما تخوچار فقط پس از عمليات خويش در ناحيهء هرات مىتوانسته به نسا رخنه

--> ( 1 ) - چاپ برزين ، بخش XV ، ( متن ، 119 - 118 ) ؛ ترجمه ، 78 . ( 2 ) - بيشتر به اين نام خوانده شده و كمتر « خان ملك » . ( 3 ) - در جاهاى مختلف : امين ملك ، امين الملك ، يمين ملك و يمين الملك آمده . ( 4 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 147 - 146 ؛ ( چاپ كوزين ، 187 ؛ ترجمهء كوزين با ترجمهء كافاروف تفاوت فاحش دارد - تحريريه ) . ( 5 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 52 - 50 ؛ ترجمه ، 89 - 84 .