واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

855

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

اترار ، از خوارزمشاه خريده بودند ، تسليم كنند ( محتملا ديگر كالاها را هم ) . سرانجام همهء اهالى فقط با لباسى كه بتن داشتند از شهر بيرون رانده شدند . مغولان اموال ايشان را تاراج كردند و هركس به رغم فرمان در شهر باقى ماند به قتل رسيد . به گفتهء جوينى ، امام جلال الدين على بن حسن ( يا حسين ) زندى چون ديد كه مغولان مسجدها را غارت مىكنند و اوراق قرآن لگد مال سم اسبان ايشان مىگردد ، اظهار تنفر كرد و ركن الدين امام زاده كه « از افاضل علماى » شهر بود پاسخش گفت كه « خاموش باش باد بىنيازى خداوند است كه مىوزد ، سامان سخن گفتن نيست » [ جملات ميان دو ابروها از متن جوينى است . بارتولد چنين ترجمه كرده : « باد غضب خداوند است كه مىوزد . كاهى را ( كه به حركت درآورده ) مجال سخن گفتن نيست » ] « 1 » . ولى گفتهء ابن اثير گواه بر آن است كه ركن الدين امام زاده تا اين حد تسليم سرنوشت نشده بوده و چون ديد كه مغولان با اسيران به خشونت رفتار مىكنند و به ناموس زنان دست‌اندازى مىنمايند ، وى و پسرش با ايشان نبرد كردند و كشته شدند . قاضى صدر الدين خان و برخى ديگر نيز چنين كردند و صدر مجد الدين مسعود برادر وزير نظام الملك « 2 » ( به ما قبل ص 87 - 786 رجوع شود ) نيز در شمار مقتولان بوده . گفته‌هاى جوينى داير بر اينكه چنگيز خان « به مصلاى عيد رفت و به منبر بر آمده بود و عامهء شهر را حاضر كرده بودند » و نطقى ايراد كرد و خويشتن را « عذاب خدا » ناميد كه به خاطر « گناههاى بزرگ » خلق بر ايشان فرستاده ، . . . اين سخنان مستبعد و غير محتمل به نظر مىرسد . اگر چنين صحنهء

--> ( 1 ) - جوينى ، چاپ قزوينى ، I ، 81 ؛ 124 - 123 . Schefer , « Chrestomatie Persane » , t . II , pp . ( 2 ) - نسوى ، « سيرت جلال الدين » ، متن ، 24 ، ترجمه ، 43 .