واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

690

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

خواست كه آتسز شخصا در كنار آمودريا ( جيحون ) به حضور او آيد و « سلطان را خدمت كند » . و ديدار در روز دوشنبه دوازدهم محرم سال 543 هجرى ( آغاز ژوئن 1148 ميلادى ) وقوع يافت « 1 » . ولى آتسز بر خلاف مرسوم زمين نبوسيد و « هم از پشت اسب سلطان را خدمت كرد » و فقط سر فرود آورد و بيدرنگ ، « پيش از آنكه سلطان عنان برتابد » ، بازگشت . سنجر به رغم اين بىاحترامى كه از طرف امير تابع وى سر زده بود تجديد جنگ را لازم نشمرد و به مرو بازگشت . آتسز كه در كوشش خويش به خاطر تأسيس دولتى مستقل و تصرف خراسان با ناكامى مواجه شده بود بارى ديگر ديدگان را متوجه كرانه‌هاى سيحون ( سير دريا ) كرد . يكى از نتايج ضمنى عدم موفقيت خوارزمشاه در مبارزه با سنجر از دست دادن جند بود و كمال الدين پسر ارسلان خان محمود كه محتملا اصلا از دودمان قراخانيان بوده حكومت آنجا را بدست گرفت . بنابه گفتهء جوينى « 2 » آتسز در آن هنگام با كمال الدين عهد اتحاد بست و « ميان ايشان موافقتى تمام » بود . تصميم گرفته شد كه در بهار سال 1152 ميلادى ( محرم سنهء 547 هجرى ) متفقا عليه متصرفات كفار قپچاق كه مركز آن شهر سغناق يا سقناق بود ( به ص 397 رجوع شود ) لشكر كشند . چون آتسز با لشكر خويش وارد جند شد ، كمال الدين از بسيارى سپاهيان وى چنان هراسيد كه سرزمين خويش را ترك گفت . آتسز « جماعتى از اكابر » را به

--> ( 1 ) - به گفتهء جوينى ( همانجا ) در روز دوشنبه 12 محرم 543 هجرى ولى اين روز ( 2 ژوئن 1147 ) چهارشنبه بود نه دوشنبه . ( 2 ) - همانجا ؛ رجوع شود نيز : ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 9 - 8 .