واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
829
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
خوارزم بايد به منافع ميهن خويش خدمت كند و همهء حقايق را دربارهء چنگيز خان براى او نقل كند و بعدها در دربار خان جاسوس خوارزمشاه باشد . در عوض پاداشى به او نويد داد و سنگى قيمتى به رسم تضمين اين وعده فى المجلس تسليمش كرد . محمود از ترس سلطان رضا داد . پس از آن خوارزمشاه پرسيد : آيا راست است كه چنگيز خان چين و « شهر طمغاج » را مسخر ساخته . رسول پاسخ مثبت داد . خوارزمشاه گفت كه حتى اين فتوحات هم به آن مرد كافر حق نمىدهد كه او را ( خوارزمشاه را ) كه صاحب مملكتى عظيم است ، پسر خود ، يعنى تابع و دست نشاندهء خويش ، بخواند . رسول كه از خشم سلطان بيمناك بود در اين مورد نيز جواب گفت كه لشكريان چنگيز خان از لحاظ عده قابل قياس و مقابله با نيروهاى خوارزمشاه نمىباشند . محمد به همين پاسخها راضى شد و به انعقاد پيمان صلح با چنگيز خان رضا داد . در اينجا از مناسبات بازرگانى سخنى گفته نشده . از سخنان بعدى نسوى « 1 » مىتوان چنين استنتاج كرد كه رسولان به نزد چنگيز خان بازگشتند و وى از انعقاد پيمان بسيار خشنود بوده و فقط پس از آن كاروان بازرگانى اعزام شد و ضمنا سندى بامضاى سلطان ( كه ظاهرا رسولان آن سند را با خود آورده بودند ) در اختيار كاروان گذارده شده بوده . گمان نمىرود كه فرصتى براى اين امر وجود داشته ، زيرا كه بموجب همهء اخبارى كه در دست است ، واقعهء هائلهء اترار نيز در سال 1218 ميلادى / 615 هجرى وقوع يافته . باحتمال اقوى ، طبق گفتهء جوزجانى ، كاروان هم زمان با حركت رسولان ، از مغولستان خارج شد و اندكى بعد از عزيمت هيئت سفارت از كشور ، وارد شهر مرزى متصرفات محمد ، يعنى اترار ، گشت . نسوى اسامى چهار تن از بازرگانان را كه در
--> ( 1 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 34 ؛ ترجمه ، 60 - 59 .