واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
777
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
نيز چنين ابراز تمايلى كرده بوده . ولى محمد اين خواست را به صورت جدى ترى طرح كرد و بدين منظور وزير خوارزمى قاضى مجير الدين عمر بن سعد را به رسولى به بغداد فرستاد ( نسوى مورخ اطلاعات خويش را از شخص اخير الذكر كسب كرده است ) . حكومت بغداد پاسخ رد و قاطع داد و شيخ شهاب الدين سهروردى را به رسالت نزد خوارزمشاه گسيل داشت . بنا به گفتهء جوينى « 1 » و نسوى « 2 » شيخ را در دربار سلطان آنچنانكه حق مقام و شايستگيهاى شخصى وى بود بزرگ نداشتند ، گرچه نسوى از قول سلطان سخن احترامآميز چندى كه گويا به شيخ گفته شده بوده ، نقل مىكند . سلطان شيخ را مجبور كرد كه مدتى در حياط بايستد « 3 » . و اگر به سخن جوينى اعتماد كنيم ، چون شيخ وارد بارگاه شد سلطان به وى اذن جلوس نداد . شيخ اجازه خواست
--> ( 1 ) - ميرخواند ، « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 70 - 69 . 193 - 192 . d ' Ohsson , « Histoire de Wongols » , t . I , pp در متن چاپى جوينى دو داستان ( چاپ قزوينى ، II ، 96 و بعد ، 122 و بعد ) دربارهء دشمنى ميان سلطان و خليفه وجود دارد ولى در هيچيك از آن دو داستان سخنى از رسالت شيخ نرفته . دربارهء شخص اخير الذكر رجوع شود به : . 440 . Brockelmann . GAL , BdI , S . ( 2 ) - « سيرت جلال الدين » ، متن ، 13 ، 12 ؛ ترجمه ، 23 - 21 ؛ دربارهء اين رسالت اطلاعات مشروحترى در كتاب « عبرت اولى الابصار » اسماعيل بن احمد بن الاثير ( ورق a 37 ) منقول است . رجوع شود به : ( 341 . Brockelmann , GAL , BdI S ) وى مىگويد كه شمار لشكريان 400000 بوده ( مبالغهء آشكارى است ) و سه خرگاه بر پا شده بود كه در يكى « شاهزادگان ايران » و در دومى « شاهزادگان خراسان » و در سومى « شاهزادگان ماوراء النهر » قرار داشتند . ( 3 ) - ظاهرا به رغم ترجمهء فرانسوى بايد متن عربى آن چنين مفهومى داشته باشد .