واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
647
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
روستا را گرد آورده به كار محاصره شهرها و قلاع مىگماشتند و در اين باره احكام مربوطه را بنام زمينداران صادر مىنمودند « 1 » . لقب دهقان به تركانى كه زمين به اقطاع دريافت مىداشتند منتقل مىشده و لااقل در خراسان چنين بوده . چون در سال 427 هجرى شهرهاى دهستان و نسا و فراوه به سلجوقيان ( طغرل و داود و عم ايشان پيغو ، يا يبغو ) اختصاص داده شد ، هر سه تن به لقب دهقان ملقب گرديدند و هدايائى كه شايسته و بايستهء مقام « والى » بوده دريافت داشتند ، كه عبارت بود از « كلاه دو شاخ ولوا و جامهء دوخته برسم ما ( ايرانيان ) و اسب و استام و كمر بزرهم برسم تركان و جامههاى نابريده از هر دستى هر يكى را سى تا » « 2 » . محتملا انحطاط طبقهء زميندار در ماوراء النهر در نتيجهء كاهش فوق العادهء اراضى ملكى بوده و مترجم تأليف نرشخى به اين نكته اشاره كرده است « 3 » . در زمان وى زمينى كه در روزگار سامانيان به جفتى 4000 درهم فروخته مىشده كس به رايگان نمىخواسته . و اگر هم خريدارى پيدا مى - شده ، مع هذا زمين به حالت غير مزروع باقى مىمانده « به سبب بىرحمى ( اميران ) و ظلم به رعايا » . آرمان و غايت مقصود دولتمدارى يعنى وجود سلطان مقتدر و مستبد كه در سرزمينهاى گشوده شده حكمفرما باشد بالطبع نمىتوانست در فاتحان بىاثر بماند . گرايشهاى مستبدانهء اميران هم ايلان ايشان را از آنان دور مىكرد
--> ( 1 ) - نسوى ، « سيرت جلال الدين » ، متن 53 ؛ ترجمه 91 - 90 ؛ ترجمهء دسون صحيحتر است ( 278 . t . I , p ، « Histoire des Mongols » ، d ' Ohsson ) ( 2 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 611 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 492 ) ( 3 ) - چاپ شفر ، 30 - 29 . البته مؤلف از بهاى زمين در بخارا سخن مىگويد ولى به احتمال قوى وضع در روستاها نيز چنين بوده .