واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

634

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

لشكرى مركب از ده‌هزار سوار عليه وى اعزام گشت « 1 » . به زودى خبر رسيد كه بورى تگين از ختل بيرون رفته به سرزمين كوميجيان بازگشته است . على سردار لشكر بنا به خواست مسعود به بلخ بازگشت . مسعود نقشهء خويش را داير به لشكركشى به ماوراء النهر ، به شخص خود ، از سر گرفت تا در همان زمستان كار بورى تگين را يك‌سره كند و در فصل بهار عليه تركمنان وارد كارزار شود . وزير بيهوده كوشيد تا ثابت كند كه لشكركشى بايد در بهار كه علف تازه روئيده صورت گيرد و يا در موسم خزان كه محصول زمين درو شده و كافى است امر حرب با بورى تگين را به امير صغانيان و پسران على تگين محول كرد و نبايد لشكر سلطان را با دشواريهاى لشكركشى در زمستان مواجه ساخت « 2 » . سلطان براى هيچ اندرزى گوش شنوا نداشت و بنا به گفتهء گرديزى « 3 » مىپنداشت از بىنظمىها و اغتشاشاتى كه در ماوراء النهر بروز كرده بوده استفاده كند و آن سرزمين را به متصرفات خويش ملحق سازد . بك تگين رئيس ترمذ « 4 » به فرمان مسعود مىبايست پل شناورى ( جسر )

--> ( 1 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 699 - 696 ؛ ( چاپ غنى - فياض 560 - 557 ) . ( 2 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 703 - 702 ؛ ( چاپ غنى - فياض 563 ) . ( 3 ) - « متون » ، ص 17 ( گرديزى ) . ( 4 ) - از سخنان بيهقى ( چاپ مورلى ، 704 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 563 ) مىتوان چنين نتيجه گرفت كه اين بگ تگين حتى در زمان سبكتگين به رياست ترمذ منصوب شده بوده يعنى همان بگ تگينى است كه ( چنان كه پيشتر ديديم ، ص 627 ) به گفتهء خود بيهقى در سال 426 هجرى كشته شده . بعد ( بيهقى ) ( چاپ مورلى 707 ) نوش تگين را رئيس ترمذ مىخواند ؛ ( در چاپ غنى - فياض ، 566 ، فرمانده نظامى ترمذ « كوتوال بگ تگين » قلمداد شده - هيئت تحريريه ) .