واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
631
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
( سپتامبر سال 1037 ميلادى ) در دربار پسران على تگين بوده « 1 » . مناسبات مسعود باقراخانيان تركستان نيز بىشك دوستانه باقى نماند . در پائيز سال 426 هجرى مقارن بازگشت رسولان غزنويان ، فرستادگانى از طرف بغراخان سررسيدند . بغراخان خواسته بود كه شاهزاده خانم زينب عروس وى را به نزدش فرستند . سلطان مىخواست خواهش او را انجام دهد كه به او خبر رسيد بغراخان قصد دارد بخشى از ميراث محمد را از طرف زينب ادعا كند . رسول بغراخان مرخص شد و سلطان زان پس به ارسلان خان دربارهء دعاوى برادرش شكايت كرد . ملامت و سرزنش ارسلان خان فقط بغراخان را عصبانى كرد بهطورى كه وى دشمن آشكار برادر و غزنويان شد . در چنين شرايطى موفقيتهاى سلجوقيان در سال 427 هجرى موجب كمال مسرت وى گرديد ، به ويژه كه از ديرباز علايق دوستى ميان او و طغرل استوار بوده « 2 » . در سال 427 هجرى كفشدوزى را در كنار آمودريا دستگير كردند و معلوم شد جاسوس بغراخان است و نامههائى بنام سران تركمن با خود داشته . بغراخان در طى نامههاى مزبور يارى و مساعدت خويش را ، بهر اندازه كه ايشان خواسته باشند ، نويد داده بود . سلطان بنا به توصيهء يكى از نزديكان به هيچوجه بروز نداد كه از اقدام خان باخبر است . كفشدوز يادشده صد دينار دريافت داشت و به هندوستان اعزام شد تا كس از وجود نامهها اطلاع حاصل نكند . امام ابو صادق تبانى در رأس رسولان نامدارى كه بيش از ده هزار دينار مخارج مخلفات سفارت ايشان
--> ( 1 ) - بيهقى چاپ مورلى ، 661 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 530 ) . ( 2 ) - ظاهرا داستان ابن الاثير كه طغرل به اسارت بغراخان درآمده و زان پس بوسيلهء برادرش داود نجات يافت ، مربوط به اين بغراخان نمىباشد ( ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ، IX ، 323 ) .