واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
618
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
وى را مجبور كردند اعلام دارد كه همهء اموال منقول و غير منقول خويش را به بيع شرعى به سلطان مىفروشد و در مقابل مبلغى را كه قبلا معين شده بوده ، دريافت دارد . مأموران دولت كه به هنگام اين معامله حضور داشتند قباله بيع را برسم شهود امضاء كردند و « حاكم مسجل كرد در مجلس و ديگر قضاة نيز ، على الرسم فى امثالها » « 1 » . پس از سلطنت كوتاهمدت محمد فرزند كوچكتر محمود قدرت بدست فرزند ارشد او مسعود افتاد ( 422 تا 433 هجرى ) . مسعود فقط عيوب و نواقص پدر را به ارث برده بود . مسعود نيز مانند پدر عقيدهاى مبالغهآميز به قدرت حكومت خويش داشت و مىخواست ، مانند وى ، همهء امور را به نظر خود حل وفصل كند . ولى چون از لياقت و شايستگى پدر بىبهره بود ، تصميمات نكبت - بار اتخاذ مىكرد و بدون توجه به اندرزهاى اشخاص كار آزموده ، به سختى در اجراى آن پافشارى مىكرد . داستانهائى كه از دليريهاى مسعود در شكار « 2 » و پيكار « 3 » آمده گواه بر قدرت و جسارت جسمانى وى بوده است . و بدينسبب فقدان كامل مردانگى و مروت اخلاقى و معنوى وى بيشتر موجب شگفتى مىگردد . وى در برابر بدبختى از هر زن سست عنصرى ضعيفتر بوده « 4 » . طمع و نفع - پرستى مسعود به هيچ وجه كمتر از محمود نبود و عوارض و تحميلاتى كه در زمان وى بر مردم وضع شده بوده به حد اعلى رسيد . در زمان سلطنت مسعود نمونه - هاى چندى از مجازات « دله دزدان براى خوشآيند دزدان بزرگ » ديده مى -
--> ( 1 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 215 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 185 - 184 ) . ( 2 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 288 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 240 ) . ( 3 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 763 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 624 ) . ( 4 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 828 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 661 - 660 ) .