واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
593
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و تقواى مفرط ممتاز بوده . در زمان وى دوستى با محمود همچنان باقى و برقرار بود و محمود از وى و « برادر او ايلك » تمنى كرد كه يكى از دوشيزگان خويشاوند خود را به فرزند ارشد محمود كه مسعود نام داشت به زنى دهند . مقدم شاهزاده خانم ياد شده را با تشريفات و احترامات فراوان در بلخ پذيره گشتند ولى مع هذا محمود كاشغرى در « ديوان لغت الترك » « 1 » داستان لطيفهگونهء جالبتوجهى نقل مىكند كه ميان مسعود و زوجهء ترك وى در همان شب اول عروسى اختلاف و نزاعى پديد آمد كه به كتككارى كشيده شد . بنا به گفتهء بيهقى « 2 » زن ارسلان خان ساليانه غلام و كنيزى برسم هديه براى محمود مىفرستاده . محمود نيز در عوض منسوجات پربها و مرواريد و پارچهء ابريشمى ( ديباى رومى ) براى مشاراليها ارسال مىداشته . ابن الاثير « 3 » مى - گويد كه على تگين برادر ايلك ايلخان ( فاتح ماوراء النهر ) اسير ارسلان خان بوده . وى موفق به فرار شد و به بخارا رفت و آن شهر را تصرف كرد و با ارسلان فرزند سلجوق پيمان اتحاد بست . « ايلك برادر ارسلان خان » عليه ايشان وارد جنگ شد ولى شكسته و منهزم گشت . ايشان در بخارا باقى ماندند . افعال زشت على تگين باعث و انگيزهء لشكركشى محمود ، كه زين پس در آن باره سخن خواهد رفت ، گشت . مورخ مزبور در تاريخ مختصر قراخانيان « 4 » مىگويد كه پس از مرگ طوغان [ طغان ] خان ، قدر خان يوسف
--> ( 1 ) - محمود كاشغرى ، I ، 394 . ( 2 ) - چاپ مورلى ، 305 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 252 ) . ( 3 ) - چاپ تورنبرگ ، I X ، 323 . ( 4 ) - همانجا ، 211 - 210 ، نيز رجوع شود به نرشخى ، چاپ شفر ، 234 ( چاپ « تاريخ حيدرى » ) . در تأليف ابن اثير سال واقعه ذكر نشده :