واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

591

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

825 : « شاد تگين » ] نيز اسير شدند « 1 » . بعد از آن لشكريان محمود « 2 » بسوى پايتخت خوارزم ( كاث ) به حركت درآمدند و آن شهر در 5 صفر 408 هجرى / 3 ژوئيه 1017 ميلادى « 3 » مسخر شد . سه تن پيشوايان قيام را به زير پاى پيلان افكندند . و نعشهاى ايشان را « بر دندانهاى پيلان نهادند » و در شهر گرداندند و « منادى مىكردند كه هركسى كه خداوند خويش را بكشد سزاى او اينست » پس از آن نعشها را به سه‌دار كه بر گور مأمون برپا كرده بودند ، و قسمتى از آنها با خشت پخته بود ، آويختند . ديگر شورشيان را بر حسب درجهء گناهشان به سياستهاى گوناگون رساندند . بنا به گفتهء عتبى ، گذشته از قاتلان مأمون ، عدهء ديگرى كه محمود گمان بددينى و كفر بايشان مىبرد نيز مورد سياست قرار گرفتند و به ديگر سخن كسانى را كه سلطان از روى حسابهاى سياسى مىخواست از شرشان رهائى يابد مجازات كردند . خوارزمشاه جوان و همهء اعضاى آن دودمان به دنبال محمود به متصرفات وى برده شدند و در قلاع مختلف محبوس گشتند . دستجات لشكر خوارزم را مقيد به غل‌وزنجير به غزنه بردند و زان پس در آنجا آزادشان كرده در صفوف لشكريان محمود

--> ( 1 ) - عتبى نيز ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 136 ؛ عتبى - منينى ، I I ، 258 ) شرحى دربارهء اين حوادث نقل مىكند و به گفتهء وى فقط الپ تگين جرأت كرده در برابر ملامت سلطان پاسخ درشت داد و ديگران سكوت كردند . ( 2 ) - در متن بعد از كلمات « و سپاه يمين الدوله » كلمات زير افتاده : « روى بخوارزم نهادند و شهر خوارزم را بگرفتند اول كار آن كرد يمين الدوله . . . » ( 3 ) - سخنان بيهقى ( چاپ مورلى ، 848 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 676 ) تاريخ منقول در تأليف گرديزى ( 5 صفر ) را تأييد مىكند و مىگويد كه حكومت شورشيان چهار ماه طول كشيد .