واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
589
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
كه به نام سلطان خطبه خوانده شود و قاتلان را تسليم كنند . و قرار شد رسول از طرف خود به خوارزميان توصيه كند كه بهترين وسيلهء جلب عنايت و رأفت سلطان اين است كه خواهرش را محترمانه به نزدش گسيل دارند . چنانكه وزير انتظار داشت خوارزميان بيوهء خوارزمشاه را بىدرنگ به خراسان فرستادند . در عين حال سران شورشيان دستور دادند كه پنج شش نفر را بگيرند و گفتند كه ايشان قاتلان مأمونند و به زندانشان كردند و متعهد شدند كه بلافاصله پس از انعقاد پيمان تسليمشان كنند و باضافه 200000 دينار و 4000 اسب نيز به خدمت محمود فرستند . محمود در اين گيرودار سرگرم تداركات جنگى بود . به فرمان وزير در ختل و قواديان و ترمذ كشتيها مهيا گشت و در آمل براى لشكر آذوقه فراهم كردند . محمود به قصد معطل كردن خوارزميان عازم غزنه شد و رسولان را هم با خود به آنجا برد و فقط چون به غزنه رسيد جواب قطعى بايشان داد و تسليم الپ تگين و ديگر سران شورشيان را طلب كرد . خوارزميان چارهاى جز تهيهء مقدمات مقاومتى مأيوسانه نداشتند . و توانستند در حدود 50000 سوار گرد آورند . محمود چون عازم اين لشكركشى گشت به « ايلك و خان تركستان » اطلاع داد كه براى انتقامجوئى مرگ داماد خويش حركت كرده تا ناحيهاى را كه براى وى و ايشان جز زحمت و نگرانى چيزى نداشته به زير فرمان خود درآورد . قراخانيان بىشك مىفهميدند كه افتادن خوارزم بدست محمود تا چه حد بزيان ايشان است . با اين حال جرأت نكردند كه نقض عهد كنند و در پاسخ حتى نيت محمود را در مجازات شورشيان تصويب كردند و نوشتند « صواب انديشيده است . . . تا پس ازين كس را از اتباع و اسباب زهره نباشد كه خون ارباب ملك ريزد » . خوارزميان كه ديگر اتكائى جز نيروهاى خويش