واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

573

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

مدعى سرير شاهى در سال 394 هجرى / 1003 ميلادى به ماوراء النهر باز - گشت و از غزان ( تركمنان ) يارى طلبيد . بنا به گفتهء گرديزى « 1 » پيغو ( محتملا بايد « يبغو » خوانده شود ) « 2 » پيشواى غزان فقط به اين مناسبت « مسلمان شد » . به حدس درست‌تر وى فرزند سلجوق بوده و چنان‌كه پيشتر ديديم ، در گذشته نيز در مبارزهء با قراخانيان به سامانيان كمك كرده بود . غزان به اميد غنيمت فراوان با طيب خاطر به منتصر پيوستند و ياريش كردند تا لشكريان سوباشى تگين را در كرانهء زرافشان شكست دهد و زان پس سپاهيان خود ايلك را نيز در نزديكى سمرقند منهزم سازد ( تابستان سال 394 هجرى / 1003 ميلادى ) و ضمنا 18 تن از سرداران را اسير كردند . غزان جدا از تسليم اسيران به منتصر استنكاف كردند و ايشان را نزد خود نگاه داشتند و ظاهرا اميدوار بودند سربهائى بابت آزادى ايشان دريافت دارند . منتصر به ايشان بدگمان شد كه مىخواهند با ايلك رابطه‌اى برقرار سازند و عزم به ترك آنان كرد . در اواخر پائيز سال 394 هجرى / 1003 ميلادى در درغان با گروه كوچكى ( 300 سوار و 400 پياده ) از آمودريا ، كه يخ بسته بود ، گذشت و وارد

--> ( 1 ) - « متون » ، ص 13 ( گرديزى ) . در تأليف عتبى ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ورق ، 64 ؛ عتبى - منينى ، I ، 335 ؛ نرشخى ، چاپ شفر ، 222 ) شرح كمترى داده شده . ( 2 ) - ( به عقيدهء پ . پليو بيقو و يا بيغو - به هر دو صورت ميتوان خواند زيرا كه در علم اشتقاق اسامى خاص مغول به نام باى - خو ، بى - خو ( Pai - hou كه مطابق است با qe ؟ Bai يا qu ؟ Bai ) برمىخوريم ؛ گذشته از اين ميدانيم كه در تركى نام « بيغو » كه مرغى است شكارى وجود دارد كه شبيه باز است ! رجوع شود به : ( تحريريه - . 16 . p ، « Notes sur le « Turkestan » ، Pelliot )