واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

563

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

از لحاظ عقل و نيروى اراده ممتاز بوده و با شدت عمل موقتا نظم را در متصرفات خويش مستقر ساخت ولى نتوانست دودمان سامانيان را از اضمحلال نجات دهد . قدرت در دست فائق و وزير برغشى باقى ماند . ابو على و هواخواهانش در اسارت سبكتگين جان سپردند « 1 » ولى معلوم نيست كه چگونه و به چه علتى وزير عبد اللّه بن عزير آزاد شد و توانست به ماوراء النهر باز گردد . و به تلقين وى ابو منصور محمد بن حسين بن مت اسفيجابى ( محتملا از خاندان فرمانفرمايان اسفيجاب بوده ، رجوع شود به ص 517 ، حاشيه 2 ) علم عصيان برافراشت و امير قراخانى ماوراء النهر ايلك نصر را به كمك طلبيد . ايلك وعدهء كمك به ايشان داد و به زير حصار سمرقند رسيد ولى فرمود تا هر دو عاصى اصلى را بگيرند . از ديگر سو فائق كه بنا بدرخواست ايلك وارد اردوگاه وى شده بود با احترامات فوق العاده مورد استقبال قرار گرفت و در رأس سه هزار سوار به بخارا اعزام گشت . منصور پايتخت خود را رها كرده به آمل گريخت . فائق بخارا را اشغال كرده خويشتن را چاكر وفادار سامانيان اعلام نمود و منصور را وادار به بازگشت كرد « 2 » . حاجب ديگرى به نام بگتوزون با سمت سپهسالارى به خراسان اعزام شد . محمود مىبايست از آنجا برود زيرا كه پدرش سبكتگين درگذشته بود ( در همان سال 387 هجرى

--> ( 1 ) - « متون » ، ص 60 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « السامانى » ، ورق b ، 286 ) اين افسانه كه نعش ابو على زاهد و متقى از هم نپاشيد و متلاشى نشد حاكى از توجه روحانيان به سيمجوريان است . ( 2 ) - عتبى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورقهاى 51 - 50 ؛ عتبى - منينى ، I ، 271 - 268 ؛ نرشخى ، چاپ شفر ، 206 - 205 ؛ گرديزى ، نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 137 ؛ نسخهء خطى كمبريج ورق b 110 ؛ ( چاپ محمد ناظم ، 59 ) .