واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

521

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

توطئه‌اى كشيده شد كه سپه‌سالار با اطلاع نصر به بهانهء لشكركشى كه مى - بايست در آينده به بلاساغون ( كه اندكى قبل از آن تاريخ توسط تركان كافر تسخير شده بود ) صورت گيرد ، ضيافتى ترتيب دهد و همهء سرداران را دعوت كند و ايشان را به طرف خويش جلب نمايد و بيعت ستاند و به يارى آنان امير را سرنگون سازد و قرمطيان را نابود كند . از اين توطئه نوح پسر نصر باخبر شد « 1 » . نصر بنا به خواست پسر رهبر توطئه‌گران را به حيله به نزد خويش آورد و فرمود تا سرش از تن جدا كنند . و پس از آن پدر و پسر در ضيافت سرداران لشكر حضور بهم رسانيدند . نصر اعلام كرد كه از توطئهء ايشان باخبر است و امر كرد سر بريدهء مقتول را پيش آنان افكنند . وى در عين حال از تخت و تاج به نفع نوح مستعفى شد زيرا عليه نوح تهمت كفر و بددينى وجود نداشت . تركان كه غافلگير شده بودند بناچار سر به اطاعت فرود آوردند . نوح فرمود تا پدرش نصر را به زنجير كرده به كهن‌دز برند . پس از آن اعلام شد كه پيش از لشكركشى عليه كفار ترك بايد بددينان سرزمين خويش را نابود ساخت . و اموال ايشان مىبايست به دست مسلمانان متدين افتد و در اين زمينه كار از خزانهء امير از دين برگشته آغاز شود . قتل و ايذاء بددينان در ماوراء النهر و خراسان صورت گرفت و اين كار از نخشبى و پيروان نامدار وى آغاز گشت . ضمنا اقداماتى به عمل آمد تا مسلمانان متدين

--> ( 1 ) - تشخيص اين‌كه اينجا صحبت از كدام مأمور است دشوار مىباشد . ممكن نيست حاجب بزرگ كه نامش در شمار پيروان بددينان آمده ، يا والى خراسان كه در آن زمان ابو على چغانى بوده ، باشد . شايد اصطلاح حاجب خاص كه در مورد آيتاش به كار رفته بمعنى رئيس درگاه نبوده بلكه حاجب محبوب پادشاه باشد . در اين صورت « سپهسالار » در تأليف نظام الملك ممكن است حاجب بزرگ باشد .