واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

496

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

چنان‌كه مىدانيم پست و چاپار در مشرق‌زمين فقط براى رفع حوايج دولت وجود داشته « 1 » . مأموران پستى ( به جاى اصطلاح « صاحب بريد » ، به اصطلاحات « صاحب خبر » و « منهى » نيز برمىخوريم ) وظيفه‌دار بودند كه اخبار مهمه را از پايتخت به ايالات برسانند و دربارهء همهء اعمال مأموران محلى گزارش دهند . البته اصولا مأموران پستى ديوان و ادارهء خاصى را تشكيل مىدادند و مطيع حكام و ولات نواحى نبودند . در عهد سامانيان حكم دولت مركزى هنوز چنان نافذ بود كه مأموران مزبور قادر بودند گزارشهاى صحيح و مستقلى ، حتى دربارهء اعمال مقتدرترين اميران نواحى يعنى حكام و ولات خراسان ، به مركز ارسال دارند « 2 » . ولى هم در عهد غزنويان ، گاه مأموران به ناچار از طريق پست ( رسمى ) گزارشهائى را كه به ميل حاكم و والى نوشته شده بود ارسال داشته و براى فرستادن اطلاعات صحيح مربوط به اعمال حاكم

--> به 20 ميليون درهم بالغ مىگرديده . شايد بدين‌سبب اين پرداختها « بيستكانى » Lexicon » ، Vullers ) و به عربى « العشرينية » خوانده مىشده ( خوارزمى ، « مفاتيح » ، 65 ) . ( 1 ) - « مفاتيح العلوم » ( 63 ) . sq 192 . Bd l , S ، « Culturgeschichte » ، Kremer براى كلمهء « بريد » اشتقاقى فارسى ذكر مىكند ، ولى بيشتر محتمل است كه اين كلمه از لاتينى Veredus مأخوذ باشد ( رجوع شود به : « Barid » ، Hartmann ) . كسى را كه گزارش را مىرسانده « الفرانق » ( فارسى : « پروانه » - خادم ) و محفظه‌اى را كه حاوى گزارشها بوده و فهرست آنها را « اسكدار » ( فارسى - « از - كو - دارى » - از كجا دارى [ خبر ] ؟ ) - خوارزمى ، « مفاتيح » ، 64 ، كلمهء « اسكدار » در تأليف بيهقى بسيار آمده ، مثلا در چاپ مورلى 393 - 394 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 321 - 319 ) . گزارشهاى محرمانه به رمز ( « معما » - همانجا ) نوشته مىشده . ( 2 ) - « متون » ، ص 12 ( گرديزى ) ، 92 ( عوفى ) .