واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

488

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

درمىگرفت ، طرفين به خليفه روى آورده منشور مىطلبيدند « 1 » . مواردى پيش مىآمد كه خليفه - همچون تابع خاندان بويه كه با سامانيان دشمنى داشتند بوده - به فلان يا به همان عاصى منشور مىداده « 2 » . ولى گفته نشده كه منشور خليفه عدهء هواخواهان فلان يا به همان مدعى فرمانروائى را افزوده و يا بطور كلى در مناقشات نقشى داشته باشد . اين دعواها به نيروى سلاح فيصله مىيافته . پس از آنكه خاندان بويه اختيار تخت و حكومت بغداد را به دست گرفت مواردى پيش مىآمد كه خليفهء منصوب از طرف آل بويه را در خراسان به رسميت نمى - شناختند « 3 » . و اين عدم شناسائى به هيچوجه نفاذ حكم و حيثيت دولت سامانى را متزلزل نمىساخت . گاه مورخان ايرانى امراى سامانى را « امير المؤمنين » مىخوانند « 4 » ، يعنى لقبى را كه خاص خليفه بوده به ايشان مىدادند . ايرانيان غايت مقصود دولت‌دارى را در اين مىدانستند كه سلطان پيش از همه‌چيز « كدخدا » ى خوبى براى مملكت خويش بوده « 5 » دائم در انديشهء عمران ظاهرى آن باشد و به حفر نهرها و احداث قنوات و ساختن پل‌ها بر رودهاى بزرگ و آبادى روستاها و ترقى زراعت و بناى استحكامات و احداث شهرهاى تازه و تزئين بلاد به ابنيهء بلند و زيبا و برپا كردن رباطها در شاهراهها و غيره پردازد « 6 » . البته در اغلب

--> ( 1 ) - طبرى ، 2290 . ( 2 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ، V I I I ، 381 - 380 . ( 3 ) - تيزن هاوزن ، « دربارهء سكه‌هاى سامانى » ، ص 188 و بعد ، 234 ؛ ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ، V I I I ، 381 ؛ I X ، 103 . ( 4 ) - « متون » ، ص 90 ( عوفى ) . ( 5 ) - نظام الملك ، چاپ شفر ، متن 110 ، ترجمه 163 . ( 6 ) - همانجا ، متن ، 6 ، ترجمه 7 - 6 .