واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

468

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

مزد مىگرفت . برادرش عمرو ، به قولى ، خربنده بوده و قاطران ميراند و به قولى ديگر نجار بود . برادران به زودى از ميان رفيقان ترقى كردند و براثر گشاده‌دستى و سخاوت آنان پيروانى گرد ايشان جمع شدند و آنگاه به اتفاق عم خود كثير بن رقاق [ در تاريخ سيستان ، چاپ شادروان بهار ، « كثير بن رقاد » نوشته ، ص 193 ] گروه راهزنى تشكيل دادند و با آن گروه به دستهء - « غازيان راه دين » كه تحت رياست درهم بن نصر بن صالح [ در تاريخ سيستان ص 194 « درهم بن نضر » نوشته ] قرار داشته پيوستند « 1 » . دستهء درهم بن نصر عليه خوارج سجستان حرب مىكرده ، گرچه ، به‌طورى كه در جاى ديگر خاطرنشان كرده‌ام « 2 » يعقوب خود در آغاز كار خويش خارجى بوده . يكى از برادران - طاهر - به هنگام نبردى كه در نزديكى شهر بست با خارجيان درگرفت مقتول شد . به زودى اين داوطلبان [ متطوعه ] چنان متحدان نامناسبى براى دولت از آب درآمدند كه ابراهيم بن حسين « 3 » كه از طرف طاهريان در

--> ( 1 ) - در تأليف طبرى ( I I I ، 1892 ) نام درهم بن نصر كه در خدمت يعقوب بوده برده شده است . در متن گرديزى محتملا ، پيش از كلمهء « نصر » كلمات « درهم بن » از قلم افتاده ، ظهور درهم بن حسين در تأليف ابن الاثير و ابن خلكان به ظن غالب بر اثر خطائى است و نام اين شخص را با ابراهيم بن حسين اشتباه و مخلوط كرده‌اند . خواند مير ( چاپ طهران 1271 هجرى / 1855 - 1854 ميلادى ، I I ، 127 ) درهم را نوادهء رافع بن ليث مىخواند ( رجوع شود به حدود ص 440 ) . ( 2 ) - « Zur Geschichte der Saffariden » ، Barthold دربارهء روابط يعقوب با صالح بن نصر ( يا - بن نضر ) و درهم ( محتملا برادر شخص اخير الذكر ) رجوع شود به همانجا Sq ، 178 . . S ( 3 ) - در تأليف ابن معين ( « فردوس التواريخ » ، ورق a 399 ) ابراهيم بن نصر بن رافع نوشته شده و به گفتهء ابن معين پدر يعقوب يعنى ليث هم در خدمت او بوده .