واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

442

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

واقعه نگذشت كه مهدى به وسيلهء سفيران خويش از عده‌اى از پادشاهان خواست تا مراتب اطاعت و انقياد خود را ابراز داشته با وى بيعت كنند و بيشتر ايشان خواست او را اجابت كردند . در اين مورد من‌جمله از اشخيد سغد و افشين اسروشنه و پادشاه فرغانه و جبغوى قارليغ [ قرلق ، خرلق ] و خاقان تغزغزان و « طرخان پادشاه تركان ( شايد فرمانفرماى شاش ) و پادشاه تبت و حتى امپراطور چين نام برده شده است « 1 » . در زمان هرون الرشيد ( 170 تا 194 هجرى / 809 786 ميلادى ) والى غطريف بن عطا ( 176 تا 177 هجرى ) عمرو بن جميل را به فرغانه گسيل داشت تا لشكريان جبغوى قارليغ [ قرلق ، خرلق ] را از آنجا بيرون كند « 2 » . والى فضل بن يحيى البرمكى ( 179 - 178 هجرى ) اقداماتى موفقيت‌آميز در ماوراء النهر به عمل آورد . پادشاه اسروشنه براى عرض مراتب اطاعت به نزد وى آمد و حال آنكه « پيش از آن پيش هيچ كس نيامده بود و هيچ كس را فرمان نبرده بود » « 3 » . مأمون به هنگام اقامت خويش در خراسان ( 194 تا 203 هجرى / 818 - 809 ميلادى ) به ناچار به سغد و اسروشنه و فرغانه لشكر فرستاد . و در عين حال فرمانفرمايان آن نواحى را به وسيلهء سفيران خويش به بيعت و

--> ( 1 ) - يعقوبى ، تاريخ ، II ، 479 . ( 2 ) - گرديزى ، نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 96 ؛ نسخهء كمبريج ، ورق b 77 : « عمرو ( در نسخهء خطى « عمر » نوشته شده ) بن جميل را بفرستاد تا جبغويه را ( در نسخهء خطى ، « جنوبه را » نوشته شده ) از فرغانه بيرون كرد » . دربارهء عمرو بن جميل رجوع شود به « متون » ، ص 2 ، ( گرديزى ) . ( 3 ) - گرديزى ، نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 97 ؛ نسخهء كمبريج ، ورق a 78 : « و چنان خره كه ملك [ چاپ بنياد فرهنگ : خار آخره ] سرشنه بود پيش او باز آمد كه پيش هيچ كس نيامده بود و هيچ كس را فرمان نبرده بود »